امام رضا (ع) و مقابله با افراطی گری

آنچه در پی می آید متن کامل این گفت و گوست.

تجلی نام «رضا» در وجود امام علی بن موسی الرضا (ع)

دوره امامت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) یکی از پر برکت ترین دوره های ائمه اطهار (ع) است، ولی با برجسته کردن بعضی از مقاطع این دوره بهتر می توان به مطالعه آن پرداخت. لقب امام هشتم شیعیان، «رضا» است. صرف نظر از اینکه آن حضرت مورد رضای خداوند متعال بودند، در عین حال مقبولیتی فراگیرتر از آباء و فرزندان مطهرشان داشتند. در آن برهه از زمان، بر سر رهبری و پیشوایی آن حضرت اجماعی پیدا شد؛ به گونه ای که تأثیرات آن در دهه های بعد از شهادت ایشان قابل مشاهده است. امام رضا (ع) به عالم آل محمد (ص) و فرزندان آن حضرت به «ابن الرضا» مشهور شدند.

موضع گیری حکیمانه در برابر جریانات افراطی

امام هشتم شیعیان تعامل گسترده همراه با حکمت و موعظه حسنه با جریان ها و مکاتب زمان خود داشتند و با مواضع حکیمانه، به مقبولیت عام دست یافتند. عصر زندگی امام رضا (ع) عصر پر تلاطمی است. در آن عصر قیام های مکرر و گاه ناپخته علویان بر ضد حکومت های وقت به وقوع پیوست. داستان «شهید فخ» در دوران جوانی آن حضرت رخ داد و بعد از آن نهضت «ابن طباطبا» در کوفه اتفاق افتاد و محمد بن جعفر، عموی بزرگ حضرت امام رضا (ع)، در مکه سردمدار قیام شد. امام رضا (ع) در قبال همه این حرکات موضع حکیمانه داشتند و ضمن نصیحت سردمدران این جریانات و دعوت به احتیاط و حزم، از افراطی گری آنان جلوگیری می کردند. ناگفته نماند که برادران آن حضرت نیز به این جریانات پیوستند؛ یکی از آنان شخصیتی است که به «زید النار» مشهور است.

امام رضا (ع) با این موضع حکیمانه در عرصه فرهنگی و سیاسی و اجتماعی تأثیرات بسیار گسترده تری نسبت به اقدامات افراطی همسو برجای گذاشتند که تأثیرات شگرفی در تثبیت تشیع و اسلام در آن مقطع داشتند.

امام رضا (ع) و جریانات پر تلاطم فکری

عصر امام هشتم، عصر پر تلاطم بحث های علمی است. در آن زمان نهضت ترجمه آثار الحادی مغرب زمین رواج یافت و معتزله عقل گرا تفکرات خود را وارد حوزه اسلامی کرده بودند. معتزله با ترتیب دادن جلسات بحث و مناظره، خود را پرچمدار علم کلام معرفی می کردند. در این موقعیت، حضرت امام رضا (ع) حرکتی متفاوت از جدّ بزرگوراشان حضرت امام صادق (ع) انجام دادند؛ اگر امام جعفر صادق (ع) شاگردان خود را برای بحث و مناظره می فرستاد، حضرت امام رضا (ع) شخصاً با ارباب مختلف ادیان و فرق بحث می کردند.

امام هشتم و واقفه

نکته دوم تعامل فعال آن حضرت با جریان های مختلف است. جریان واقفه، تأثیرگذارترین جریان در زمان امام رضا (ع) به شمار می رفت. واقفه با نپذیرفتن امامت امام رضا (ع) و ادعای حیات امام کاظم (ع) انحرافی جدی را در شیعه بوجود آوردند و امام هشتم را بخاطر فرزند نداشتن شماتت می کردند. صرف نظر از انگیزه های مادّی که  باعث پدیدار شدن این جریان بود، امام با مبارزه علمی، سیاسی و اقتصادی و نشان دادن معجزات بسیار، که شاید بیشتر از سایر ائمه (ع) بود، با آنان مبارزه کرد.

امام هشتم و غالیان

جریان غلو یکی دیگر از جریانات موجود در زمان امام رضا (ع) بود که بر اثر روشنگری های آن حضرت فروکش کرد. امام هشتم در روایتی فرمودند: «کوفیان کم خرد روایت می کنند که فرزندان حضرت زهرا (س) از آتش جهنم ایمن هستند. اینطور نیست؛ اگر لغزشی از آنان سر بزند، عذابشان دو چندان خواهد بود».

امام هشتم و خوارج

حضرت امام رضا (ع) با خوارج زمان خود گفت و گو می کردند. در روایتی آمده است: «فردی خارجی به منظور عتاب امام رضا (ع) نزد ایشان آمده و با خود زهری همراه کرده بود تا ایشان را مسموم کند. با عصبانیت به امام گفت: شما که فرزند پیامبرید چگونه به خود اجازه می دهید با این کافران همکاری کنید؟ امام به او فرمود: آیا داستان حضرت یوسف (ع) را در قرآن نخوانده ای؟ آنجا که حضرت یوسف (ع) به عزیز مصر می فرماید مرا بر خزاین مصر مسلط کن! آیا عزیز مصر کافر نبود؟ آیا حضرت یوسف پیامبر خدا نبود؟ امام رضا (ع) قسم یاد می کنند که من با اکراه همکاری با مأمون را پذیرفتم». در این قضیه مرد خارجی ایمان می آورد و از سلک خوارج بیرون می آید.

امام هشتم و زیدیه

زیدیه بعد از پذیرش سه امام نخست، فقط با امام رضا (ع) به عنوان امام بیعت کردند. بعد از فاجعه کربلا تصور کردند که هر کدام از فرزندان پیامبر اکرم (ص) که دست به قیام بزند. گویا آنان از فهم امامتی که در عرصه سیاسی به دلایل مختلف نتواند حضور یابد عاجز بودند. ولی در زمان امام رضا (ع) دوباره زیدیه به دامان امامان بازگشتند.

از امام هشتم روایتی در تمجید از قیام زید در عیون اخبار الرضا (ع) موجود است. ایشان زید بن علی (ع) را خروج کننده در راه خدا معرفی می کند. البته آن حضرت در قبال قیام های زیدیان در زمان خود موضع متفاوتی دارند. امام رضا (ع) دعوت «ابن طباطبا» به قیام در سال 199 را نپذیرفتند. ایشان با افراطی هایی که «زید النار» در به آتش کشیدن خانه های وابستگان دستگاه خلافت در بصره موافق نبودند. در قبال ابراهیم، یکی دیگر از برادران خود که دستش به خون بیگناهان آلوده شد و به «ابراهیم جزّار» معروف بود، همین موضع را اتخاذ کردند. در منابع تاریخی از شرکت و همکاری آن حضرت در جریان «شهید فخ» گزارشی نشده است. البته این امر، به معنای موافقت با حکام جور نبود؛ امام رضا (ع) با نوع رویکردی که زیدیان پرچم آن را برافراشته بودند، موافق نبود. امام هشتم حتی در درگیری بین محمد بن جعفر در مکه در سال 200 و دستگاه خلافت، میانجی گری و عموی خود را به ترک مخاصمه دعوت کردند؛ ولی متأسفانه محمد زیر بار نرفت و به سرعت با شکست مفتضحانه از برابر لشکر مأمون گریخت و بعدا با لباس سیاه بر منبر رفت و برای مأمون خطبه خواند.

یکی از منابع مهم روایی زیدیان صحیفه منسوب به امام رضا (ع) است که در مشتمل بر بیش از 200 روایت می باشد. زیدیان بعد از کلام پیامبر اکرم (ص)، نهج البلاغه و صحیفه سجادیه، صحیفه امام رضا را به عنوان منابع حدیثی خود همراه با مسند زید شهید چاپ کرده اند.

همچنین در کتب زیدیه روایات زیادی در خصوص ثواب زیارت علی بن موسی الرضا (ع) به چشم می خورد.

امام هشتم و ادریسیان

همزمان با دوران حیات امام رضا (ع) جریانی از علویان حسنی در مغرب و مراکش و موریتانی امروزی دولتی تشکل دادند. امام رضا (ع) در روایاتی از ادریس بن عبدالله و فرزندش ادریس بن ادریس تعریف کردند و او را از نجباء خاندان پیامبر خواندند. این امر نشانگر توجه آن حضرت به دولتی است که دور دست جهان اسلام، از سوی علویان برپا شده بود و سیره و روش معتدل تری داشت.

بررسی یک نظریه تاریخی

در بعضی از منابع ملل و نحل آمده است که هر کس امامت امام رضا (ع) را پذیرفت، امامت امامان بعدی را هم قبول کرده است. اما با توجه به گزارش های تاریخی، بعد از شهادت امام رضا (ع) برخی از شیعیان به گرایش های باطل خود بازگشتند. در زمان حضرت امام هادی و امام حسن عسکری (ع) انشعابات دیگری گزارش شده که از مهمترین آنها قائله جعفر  و قول به امامت اوست.

دو احتمال در این زمینه موجود است. در گزارش ها آمده است هر کس امامت امام رضا (ع) را پذیرفت به اثنا عشریه شناخته شده است؛ زیرا جریان های بعد از ایشان، در حد فرقه و گفتمان مستقل نبوده و زودگذر بودند. از طرف دیگر شاید گزارشی در کتب متقدمین از اصحاب مقالات و فرق آمده و بعدا در منابع متأخرتر تکرار شده باشد. مثلا فرق الشیعه از کتاب المقالات منسوب به هشام بن حکم دسته بندی ها فرق را برداشت کرده است و در زمان امام رضا (ع) هر کس ایشان را پذیرفت در خط مستقیم تشیع بوده است.

درسی از سیره رضوی

مهمترین درسی که می توان از سیره امام رضا (ع) فراگرفت، برخورد حکیمانه و تعامل با جریان های مختلف انحرافی است. ایشان با همه از در گفت و گو وارد شدند و می کوشیدند با استدلال و موعظه آنان را به خط اصیل تشیع باز گردانند. موضع گیری های سیاسی امام هشتم  و دور اندیشی و پرهیز از افراطی گری و جهت دادن به مبارزه می تواند در زمان خودمان درس آموز باشد.

/ 0 نظر / 60 بازدید