خلاصه کتاب: جهانی شدن فرهنگ، هویت

 برای جهانی شدن، تعاریف متعددی ذکر کرده‌اند. واقعیت آن است که شاید نتوان برای این پدیده به دلیل تعدد ابعاد آن، یک تعریف واحد ارائه داد، اما آن چه که بیش از همه به عنوان تعریف این پدیده ذکر شده، آن است که «جهانی شدن عبارت است از فرآیند فشرده‌گی فزایندهء زمان و فضا که به واسطهء آن، مردم دنیا کم و بیش و به صورتی نسبتاً آگاهانه در جامعهء جهانی واحد ادغام می شوند.» مصادیق این فرآیند عبارت‌اند از:

ــ کاهش هزینه‌هایی که زمان، مکان، و فضا بر ارتباطات و حمل و نقل تحمیل می‌کنند.

ــ فرسایش و فروریزی مرزها و دیگر عوامل محدود و مقید کنندهء امر اجتماعی.

ــ افزایش وابسته‌گی متقابل انسان‌ها در سطح جهان.

ــ هم‌سانی ساختاری و نهادی جوامع مختلف.

جهانی شدن پدیده‌ای‌ست متکثر و پرابعاد. شاید ظهور این مفهوم با تکیه بر بعد اقتصادی آن بوده باشد. بُعدی که اکنون به شدیدترین وجهی در «سازمان تجارت جهانی»، WTO، متبلور است. جنبه‌های سیاسی، نظامی، اجتماعی، زیست محیطی، جرم و جنایت و مسأله اجتماعی از دیگر ابعاد این پدیده‌اند. امروزه بعد فرهنگی جهانی شدن، یکی از ابعاد مسأله‌زا و پر حرف و حدیث آن است. در دهه‌های پایانی قرن بیستم، جهان شاهد برجسته شدن فرهنگ، یا آن گونه که «گل‌محمدی» در کتاب خود نام‌گذاری کرده است، خاص‌گرایی فرهنگی بوده است. این برجسته‌گی فزاینده، اکثر جوامع را کم و بیش در بر می‌گیرد و به کشور یا منطقه خاصی محدود نمی‌شود. امروزه چه کشورهای توسعه یافته و ثروتمند غربی چه کشورهای توسعه نیافته و فقیر جهان سوم، شاهد حضور چشم‌گیر عناصر مختلف فرهنگی در زنده‌گی سیاسی اجتماعی خود هستند . احیا و برجسته شدن فرهنگ، هم بسیار گسترده و فراگیر است هم نمودها و مصادیق گوناگونی دارد که می‌توان آن‌ها را به چند دسته تقسیم کرد. خیزش‌ها و ستیزهای قومی، جنبش‌های ملی‌گرایانه، که تحت عنوان «موج سوم ناسیونالیسم» بررسی می‌شوند، و بنیادگرایی‌های دینی، انواعی از خاص‌گرایی‌های فرهنگی هستند. افزون بر این‌ها خاص‌گرایی‌های فرهنگی ِ دیگری نیز وجود دارند که در قالب جنبش‌های اجتماعی افراطی، نژادپرستی‌های جدید، گروه‌های نفرت و از این قبیل پدیدار می شوند

در میان آثار تألیفی در زبان فارسی تعداد آثار قوی و محققانه درباره جهانی شدن انگشت‌شمار است. کتاب «جهانی شدن، فرهنگ و هویت» یکی از این‌هاست که در آن با تمرکز بر بعد فرهنگی جهانی شدن، به رابطه آن با فرهنگ‌ها و هویت‌های بومی پرداخته می‌شود. فرضیهء اصلی مباحث کتاب آن است که «فرآیند جهانی شدن، خاص‌گرایی‌های فرهنگی را تقویت می کند.» خاص‌گرایی فرهنگ عبارت است از توسل به ایدئولوژی‌هایی که در آن بر بی‌همتایی و حتی برتری شیوهء زنده‌گی، اعمال و باورهای گروه یا جماعتی معین تاکید می‌شود. این پدیده در انواع رفتارهای جمعی ِ خشونت‌بار و غیرخشونت‌بار مانند خیزش‌ها و ستیزهای قومی، جنبش‌های ملی‌گرایانه، بنیادگرایی، نژادپرستی‌های جدید و از این قبیل نمود می‌یابد .

با به چالش کشیده شدن فرهنگ، بحران هویت یکی از موضوعاتی‌ست که در رابطه با جهانی شدن مورد توجه قرار می‌گیرد. در جامعهء سنتی، پیوند تنگاتنگ فضا، زمان و فرهنگ، با مکان یا محل و سرزمین معین، نیازهای هویتی را به خوبی تأمین می‌کرد و انسان‌ها درون دنیاهای اجتماعی کوچک، محدود، پایدار و منسجم خود، به هویت و معنای مورد نیازشان به آسانی دست می‌یافتند، ولی فرآیند جهانی شدن با پاره کردن این پیوند و نفوذپذیر کردن و فروریختن مرزهای مختلف زنده‌گی اجتماعی، آن دنیاها را به شدت متزلزل و حتی نابود کرد. بر اثر این دگرگونی‌های بنیادین، امکان هویت‌یابی سنتی بسیار کاهش یافت و نوعی بحران هویت و معنا پدیدار شد. چه‌گونه‌گی ایجاد این بحران در هویت و چه‌گونه‌گی بازسازی هویت‌های جدید در دوران جهانی شدن، از مباحث اصلی کتاب است. به این ترتیب کتاب سه بخش اصلی دارد که در آن‌ها به ترتیب مفاهیم جهانی شدن، فرهنگ و خاص‌گرایی در آن، و وضع هویت‌های بومی در شرایط جهانی و بازسازی هویت‌های جدید در دوران جهانی شدن به بحث گذاشته می‌شود. عناوین این فصول عبارت‌اند از: «جهانی شدن»، «خاص‌گرایی فرهنگی» و «بازسازی فرهنگی خویشتن».

فهرست مطالب

فصل اول: جهانی شدن

تعریف، پیشینه ، اهمیت

نظریه های جهانی شدن: نسل اول ، نسل دوم ، نسل سوم

مصداق های جهانی شدن: جهانی شدن اقتصادی، جهانی شدن سیاسی، جهانی شدن فرهنگی

 

فصل دوم: خاص گرایی های فرهنگی

فرهنگی شدن جهان

عام گرایی فرهنگی

روابط و ساختار پیچیده ویژگی بخش عرصه فرهنگی جهان

همزیستی و آمیزش فرهنگی

دیالکتیک عام/ خاص

تحول و تعالی فرهنگی

خاص گرایی فرهنگی

خاص گرایی قومی

ملی گرایی

بنیادگرایی دینی

خاص گرایی های فرهنگی دیگر

فصل سوم: بازسازی فرهنگ خویشتن

خاص گرایی فرهنگی واکنش به کاستی های جهان معاصر

واکنشی به نابرابری ها و تبعیض ها

واکنشی به دیگر کاستی ها و تناقض های تجدد

خاص گرایی فرهنگی، پدیده ای سیاسی

بازسازی فرهنگ خویشتن

هویت

جهانی شدن و هویت سازی سنتی

بحران هویت ومعنا

بازسازی هویت

خاص گرایی فرهنگی، واکنشی به بحران هویت ومعنا

منابع و مآخذ

فصل اول : جهانی شدن

سال های پایانی سده بیستم و ماه های آغازین هزاره سوم میلادی با بحث های داغ و مناقشه برانگیز درباره جهانی شدن همراه بوده است.(گل محمدی 1386،ص17)

در این میان تلاش های نظریه پردازان و دانشمندان علوم اجتماعی برای ارائه تعریفی جامع ومانع از فرآیند جهانی شدند- همچون بسیاری از پدیده های اجتماعی موجود در علوم انسانی- هنوز به نتیجه قابل قبولی نرسیده است. بنابراین گاهی تعاریف متفاوت و حتی متضادی از این پدیده ارائه می شود. این ابهام، اختلاف و تناقض موجود در تعریف جهانی شدن از عوامل گوناگونی همچون چند وجهی بودن، فراگیر بودن و نوپا بودن نظریه پردازی و مطالعات معطوف به جهانی شدن سرچشمه می گیرد.« در اغلب تعاریف عرضه شده، جهانی شدن چونان فرآیندی تدریجی و پایدار توصیف می شود که از گذشته ای دور یا نزدیک آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد.»(archibugi,1998:1 )

« تاکید بر افزایش بی سابقه ارتباطات و برخوردهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ویژگی دیگر اکثر تعریف های جهانی شدن است.»(mcgrew,1992:23)

« افزون براینها در اغلب تعریف ها، جهانی شدن را نوعی فرآیند همگونی و همسانی فزاینده به شمار می آورند.»(calrk,1997:23) بر اساس تعاریف و دیدگاههای ارائه شده از سوی نظریه پردازان برجسته جهانی شدن نویسنده در نهایت این پدیده این گونه تعریف می کند« جهانی شدن عبارت است از فرآیند فشردگی فزاینده زمان و فضا که به واسطه آن مردم دنیا کم وبیش و به صورتی نسبتاً آگاهانه در جامعه جهانی واحد ادغام می شوند.»(گل محمدی،1386:20)

در این تعریف بر فشردگی زمان و فضا یا به عبارتی نابودی فضا توسط زمان تاکید شده و تدریجی ، زمانمند و رو به گسترش بودن فرایند جهانی شدن مدنظرقرارگرفته است.

بررسی پیشینه تاریخی و مفهومی جهانی شدن موضوع دیگری است که در کتاب به آن پرداخته می شود.« نظریه پردازان مختلف مراحل آغازین فرایند جهانی شدن را در ده ها، صدها و حتی هزاران سال پیش جست و جو و شناسایی می کنند و بر سر این قدمت اختلاف نظر فاحشی وجود دارد.»(گل محمدی،1386:22)

البته برخی نیز قدمت فرآیند جهانی شدن را با قدمت مفاهیم معطوف به آن همچون واژه «جهانی» همراه می دانند. برخلاف واژه جهانی که قدمتی 400 ساله دارد- بیش از چند دهه از کاربرد واژه «جهانی شدن» نمی گذرد. این واژه برای نخستین بار در سال 1961 به فرهنگ وبستر راه یافت که بر بازشناسی آشکار اهمیت فرآینده پیوند ها و ارتباطات جهان گستردلالت داشت.(kilminster,1998:93)

« در نیمه دوم دهه هشتاد این واژه به عرصه جامعه شناسی راه یافت تازمینه تدوین نظریه های جامعه شناسی مستقل درباره فرآیند جهانی شدن و جنبه های اجتماعی آن فراهم شود. در واقع امروزه مفهوم جهانی شدن در کانون اغلب بحث های سیاسی، اقتصادی و جامعه شناختی قرار گرفته است.»(Giddens,1998:28)

« پس ازبحث درباره تعریف جهانی شدن به بیان اهمیت بررسی این پدیده و شرایط و الزام های آن می پردازیم. این اهمیت در درجه نخست از شتاب و شدت نفس گیرفرآیند جهانی شدن ناشی می شود. شتاب و شدتی که بر ابزارها و امکانات ارتباطی استوار است . امروز انقلابی شگرف در فنون ارتباطی و اطلاعاتی و شکل گیری یک نظام ارتباطی جدید مبتنی برزبان همگانی دیجیتالی ،بنیاد مالی جامعه را چنان دگرگون کرده که هیچ گونه انزواگزینی و کناره گیری را برنمی تابدو حتی دورافتاده ترین وسنتی ترین جوامع نیز از بستن مرزهای خود به روی جریان ها و شبکه های جهانی ناتوان هستند(Castells,1996:1).

بنابراین طی سالهای اخیر این پدیده به شدت مورد توجه نظریه پردازان مختلف قرار گرفته است. این پژوهشگران با عقاید متفاوت همگی بر اهمیت جهانی شدن و تاثیر آن بر جنبه های مختلف علوم انسانی همچون اقتصاد،فرهنگ،سیاست و .. تاکید دارند. این مسئله نشان دهنده فراگیری و تاثیر گذاری گسترده فرآیند جهانی شدن است.«پدیده ای با چنین تاثیر عظیمی ، بی گمان هرگونه تلاش و تکاپوی علمی نظری و کاربردی معطوف به درک و تبیین آن را موجه و لازم می سازد.

به بیان دیگر فرایند گسترده و پرشتاب جهانی شدن در دهه های اخیر،افق ها و امکان های جدیدی به روی جامعه شناسی می گشاید. بدین ترتیب جامعه شناسی و علوم سیاسی می توانند تفسیرهای محلی وبومی از جهانی شدن عرضه کنند که برای درک ساکنان زمین از چگونگی کم اثر شدن نظام های سیاسی ملی ومحلی آنها ودست یابی به تصویری واقع بینانه از فضای جهانی زندگی اجتماعی ضرورت دارد. البته انجام این مهم نیازمند بازاندیشی و تجدید نظر در پارادایم ها و الگوهای مسلط بر دانش اجتماعی رایج است.(گل محمدی،29:1386)

«از این دیدگاه نخستین اقدام برای روزآمدو پو یا ساختن جامعه شناسی، تغییر دادن سطح تحلیل و سوژه یا واحد اصلی تحلیل خواهد بود.جامعه در تفکر جامعه شناسی ارتدکس و جامعه شناسی مدرن، واحد اصلی تحلیل است که ویژگی ها ثابت و معین دارد.جامعه مورد نظر یک فضای اجتماعی بسته و یکپارچه است که معمولاً مرزهای سیاسی-فرهنگی معینی دارد.(mcgrew,1996:97)

ولی فرآیند جهانی شدن ، این ثبات ،محدودیت و یکپارچگی را برهم زده و جامعه جامعه شناسی مدرن را به یک فضای اجتماعی  نفوذپذیر و پاره پاره تبدیل کرده است. بنابراین برای درک جنبه های عمده زندگی اجتماعی در جهان معاصر باید بستر جهانی را سطح تحلیل قرارداد(Beyer,1994:2)

نظریه های جامعه شناسی

با توجه به دوره های زمانی مختلف و عقاید حاکم بر این دوره ها نظریه های جهانی شدن به سه نسل مختلف تقسیم می شود.

نسل اول:«گرچه اولویت یافتن موضوع جهانی شدن در آثار مورخان ،جامعه شناسان و نظریه پردازان نظام جهانی به سال های اخیر برمی گردد،اما بحث از فرآیند همگرایی و وابستگی و نیروهای جهانی ساز قدمت زیادی دارد. نویسندگان و نظریه پردازان مختلف کم و بیش تحت عناوین گوناگون از چنین فرایندها و نیروهای صحبت کرده، درصدد توصیف و تبیین آنها برآمده اند، ولی در این میان، جامعه شناسان و اقتصاددانان برجسته سده نوزدهم و اوایل سده بیستم جایگاهی ویژه دارند.(گل محمدی،32:1386)

سن سیمون جامعه شناس فرانسوی عقیده داشت به واسطه عملکرد نیروهای جهانی ساز و همگونی آفرین، حدود مرزهای سیاسی – فرهنگی بیش از پیش تضعیف شده و جامعه ای جهانی شکل خواهد گرفت. دو نیرو یا عاملی که از دیدگاه سن سیمون در فرایند جهانی شدن موثرند،صنعتی شدن و علم الاجتماع است(Holton,1998:22)

اگوست کنت ، شاگرد سن سیمون ، همگونی و همبسگی فزاینده و و سرانجام شکل گیری یک جامعه جهانی را در گرو پشت سرگذاشتن  مراحل سه گانه می دانست. وی معتقد بود همه جوامع سرانجام از مرحله خداشناسی و مرحله ما بعدالطبیعی عبور کرده به مرحله اثباتی خواهند رسید.مرحله اثباتی که پیشرفته ترین مرحله تکامل بشر است«تحت سلطه مدیران صنعتی و هدایت اخلاقی دانشمندان خواهد بود.»

در حالی که سن سیمون و اگوست کنت ریشه فرایند جهانی شدن و شکل گیری جامعه جهانی را در علم وصنعت و تحول ذهنی بشر جست و جو می کردند، دورکیم پدیده ای اجتماعی رازمینه ساز فروپاشی مرزهای فرهنگی- سیاسی و همگونی جهان می دانست.(گل محمدی،33:1386)

«وبر نیز نوسازی و تجدد را به عواملی بسیار موثر درجهانی شدن می دانست و معتقد بود این تاثیر در درجه نخست به واسطه گسترش عقلانیت امکان پذیر است.از دیدگاه وبر، فرایند عقلانیت چونان حلالی جهانی ساز است که با گسترش آن همه فرهنگ ها کم و بیش ویژگی های مشترک پیدا کنند.(Waters,1995:5)

« گرچه نظریه پردازان کلاسیک نام برده کم وبیش از فرایند جهانی شدن و عوامل آن سخن گفته اند،ولی مارکس از این نظر جایگاهی برجسته دارد. مارکس هم تجدد را نظامی جهانی شونده و رو به گسترش می داند، ولی از زاویه ای متفاوت. از دیدگاه مارکس جهانی شدن فرایندی است که تقریباً همزمان با شکل گیری سرمایه داری آغاز شده است(Sweezy,1997:1)

«مارکس با توجه به ویژگی های سرمایه داری این نظام را متولی یکپارچه سازی جهان می داند»(Lowy,1998:17) او واسطه ای میان تولید سرمایه دارانه و فرهنگ مصرفی جهانی برقرار می کند که هنوز هم معتبر است. اکثر پیشگامان نظریه پردازی درباره جهانی شدن در تحلیل ها و تبانی های خود به روابط غیر سیاسی میان جوامع توجه دارند و نقش نهادها و متغیرهای سیاسی را چندان جدی نمی گیرند(گل محمدی،35:1386).

نسل دوم: نظریه پردازان این نسل را چه بر حسب اولویتی که به یکی از عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی داده اند دسته بندی وبررسی خواهیم کرد.

«نظریه های اجتماعی جهانی شدن را با بررسی آرا واندیشه های کارکردگرایان آمریکایی آغاز می کنیم . این نظریه پردازان که در چارچوب سنت فکری دورکیم می اندیشند نوسازی را عامل ادغام کننده و همگون ساز می دانند»(گل محمدی،36:1386).

«از دیدگاه پارسنز جوامع در فرایند نوسازی همواره دگرگون می شوندو انفکاک ساختاری فزاینده ای آنها را در برمی گیرد،ولی این دگرگونی اجتماعی جهتی نسبتاً ثابت ومعین داردو از منطق واحدی پیروی می کند.بنابراین اگر جوامع در مسیر تحول مشترکی حرکت کنند همانندتر در یکدیگر ادغام خواهند شد. این همان فرایند جهانی شدن است(Waters,1995:13-15).

نظریه پردازانی مانند کر، دانلپ و هاربیسن هم ادعاهای مشابهی درباره فرایند همگون تر شدن جوامع دارند. این همگونی فزاینده از «منطق صنعتی شدن» پیروی می کند. دانیل بل نظریه پرداز دیگری است که از چنین دیدگاهی به فرایند یکپارچه و همیشه شدن جوامع می پردازد.جامعه نوپدیدی که بل شکل گیری آن رابشارت می داد،«جامعه اطلاعات محور»بود. او با معیار قراردادن فن آوری ،جوامع را به سه نوع جامعه کشاورزی،جامعه صنعتی و جامعه اطلاعات محور تقسیم می کند.(Dutton,1999:410-411).

نظریه پرداز دیگری که از منظری جامعه شناختی به فرایند جهانی شدن می نگرد،نیکلاس لوهمان است. آنچه نظریه لوهمان را با فرایند جهانی شدن پیوند می زند، تعریف او از جامعه است. از دیدگاه لوهمان ، اگر ارتباط معنادار را عنصر تشکیل دهنده جامعه بدانیم، می توان نظام اجتماعی جهانی را یک جامعه به شمارآورد، چرا که عملاً دو فرد واقع در دو سوی کره زمین می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند(Beyer,1994:34).

البته او همان فرایند نوسازی را زمینه ساز چنین جامعه ای می داند و جهانی شدن را پیامد تقریباً فرعی نوسازی ساختاری به شمار می َآورد(گل محمدی،38:1386)

گروهی دیگراز نظریه پردازان نسل دوم ریشه جهانی شدن را در عوامل اقتصادی جست وجو می کنند. آنان تحت تاثیر آموزه های مارکس،جهانی شدن را همان گسترش نظام اقتصادی- اجتماعی سرمایه داری به اقصی نقاط جهان می دانند نظریه پردازانی مانند لنین،سمیر امین و اسکلیر چنین دیدگاهی عرضه کرده اند، ولی والرشتین برجسته ترین نماینده این دیدگاه به شمارمی آید.مفهوم محوری نظریه والرشتاین درباره جهانی شدن،«نظام اجتماعی»است.او با معرفی سه نوع نظام اجتماعی در تاریخ زندگی اجتماعی بشر، نظام های کوچک، امپراتوری های جهانی و اقتصاد های جهانی – اقتصادهای جهانی را نوعی از نظام های اجتماعی می داند که در چارچوب آنها چندین دولت سیاسی دارای فرهنگ های متمایز به واسطه یکه نظام اقتصادی مشترک ادغام می شوند. نظام سرمایه داری در رده چنین اقتصادهایی می گنجد و نخستین نظام اجتماعی است گستره ای جهانی پیدا می کند(گل محمدی،39:1386)

از دیدگاه والرشتاین اقتصاد جهانی سرمایه داری اکنون بستر اجتماعی جهانی است که همه دیگر جنبه های زندگی اجتماعی از جمله سیاست و فرهنگ را تعین می کند.

در سالهای اخیر برخی نظریه پردازان رشته روابط بین الملل و علوم سیاسی فرایند جهانی شدن را در رابطه با نقش و جایگاه دولت تحلیل می کنند. برتن،بول ،گیلپین و روزنا را می توان در ردیف چنین نظریه پردازانی به شمار آورد.گیلپین فرایند جهانی شدن را با فرایند کالایی شدن مترادف می داند و کالایی شدن را نتیجه گریز ناپذیر نظام سرمایه داری . او حتی گام را فراتر نهاده ،منطق و عامل اصلی فرایند جهانی شدن را سیاسی- نظامی می داند. بنابراین به اعتقاد وی جهانی شدن اقتصاد تابعی است از ساختار قدرت در نظام جهانی(گل محمدی،41و42:1386)

در این میان برخی نظریه پردازان نیز با یادآوری نقش بسیار موثر جریان های و شبکه های رسانه ای، توجه بیشتر به فرهنگ و آگاهی را خواستارند.مک لوهان از جمله نظریه پردازانی است که نگاهی فرهنگی به جهانی شدن دارد. به اعتقاد وی «پیشرفته ترین و گسترده ترین فرایند جهانی شدن از زمانی آغاز شد که رسانه های الکترونیک پا به عرصه ارتباطات گذاشتند. به نظر مک لوهان این رسانه ها ما را قادر می کنندجهان را چونان یک کل درک کنیم :«با الکتریسیته ، ما نظام عصبی مرکزی خود را در سطح جهان گسترش می دهیم و بلافاصله با تجربه هر انسانی پیوند می خوریم(MuLuhan,1964:358)

نسل سوم: در این دوره نظریه های مختلفی توسط دین پژوهان ،جامعه شناسان ، مردم شناسان ، عالمان سیاسی، پژوهشگران روابط بین الملل ، اقتصادانان و فرهنگ پژوهان در باب جهانی شدن مطرح شد. بنابراین ادبیاتی پرحجم،گسترده و گوناگون شکل گرفت. ما در اینجا از سه نظریه پرداز(دیوید هاروی، آنتونی گیدنزو رولن رابرتسون)سخن خواهیم گفت. محور بحث هاروی تشریح شرایط و ویژگی های مدرنیته است. او مانند بسیاری از اندیشمندان عرصه های مختلف علوم انسانی – اجتماعی به فرارسیدن دوره جدید در زندگی اجتماعی باور دارد. بنابراین به تشریح زندگی اجتماعی در دوران سنتی و مدرن می پردازد تا وجه تمایز این دو دوران رابا یکدیگر و با دوره نوپدید آشکار کند. اوچنین تمایزی را در فضا و زمان و جایگاه آنها در زندگی اجتماعی پیدا می کند  بر این اساس به بازسازی تاریخ تحولات اجتماعی در جهان می پردازد(گل محمدی،45:1386).

«گیدنز هم مانند هاروی فرایند جهانی شدن را محصول برهم خوردن نظم سنتی فضا و زمان می داند ، ولی به اندازه او برنظام اقتصادی تاکید نمی کند. در نظریه گیدنز، جهانی شدن جنبه ای از تجدد یا ویژگی بخشش پیشرفته ترین مرحله فرایند تجدد است. از این رو شناخت جهانی شدن ، جنبه های گوناگون آن و همچنین آثار و پیامدهای آن مستلزم آگاهی از فرایند شکل گیری ،گسترش و تداوم تجدد است. به عبارتی ، برای درک درست جهانی شدن باید به نحوه گسست از جامعه جایگاه فضا و زمان و فرایند تحول آنها می داند(Hoogvelt,1997:119).

تشریح عوامل موثر بر شکل گیری و پویایی نهادهای تجدد ، نقطه عزیمت گیدنز برای توصیف و تحلیل فرایند جهانی شدن است . به نظر او جهانی شدن نتیجه گسترش طلبی و عام گرایی نظام اجتماعی مدرن است که آن را از نظام های اجتماعی پیشین متمایز می کند.(گل محمدی،50:1386).

رابرتسن نظریه پرداز دیگری است که جنبه های فرهنگی –اجتماعی جهانی شدن را مدنظر قرار می دهد و بر عنصر آگاهی تاکید می ورزد. او جهانی شدن را مفهومی می داند معطوف به فشردگی جهان و تشدید وافزایش آگاهی از آن مانند یک کل(Roberston,1992:8)در واقع وجه تمایز نظریه رابرتسن از تاکید وی بر آگاهی ناشی می شود. به نظر او صرف وابستگی متقابل و در هم تنیدگی جهانی برای واقعیت یافتن جهانی شدن کافی نیست ، بلکه انسان ها هم باید از امرجهانی و تعلق به جهانی واحد آگاهی داشته باشند(Holton,1998:33-34).

علاوه بر این سه نظریه پرداز ، دراین دوره نظریه پردازان دیگری همچون «لش واوری»،«اولریخ بک»،«مالکوم واترز»و «اسکلیر» نیز درباره جهانی شدن سخن گفته اند که شرح نظریات آنان از حوصله این بحث خارج است(گل محمدی،60:1386).

 

مصداق های جهانی شدن

نظریه های جهانی شدن اغلب درصدد توصیف و تبیین این فرایند هستند بنابراین برای دست یابی به تصویری عینی تر ازجهانی شدن باید به شناخت نمودها و مصداق های آن همت گماشت(گل محمدی،61:1386)

جهانی شدن اقتصادی

هر چند تا کنون تعریفی جامع و یکسان از جهانی شدن اقتصادی توسط اندیشمندان این حوزه ارائه نشده است این بخش ویژگی های جهانی شدن اقتصاد را با توجه به وجوه و محورهای مشترک بیان خواهیم کرد.

از لحاظ تاریخی تقدم و برتری به جهانی شدن اقتصادی تعلق دارد و همراه با گسترش سرمایه داری فرایند جهانی شدن اقتصادی نیز با شدت و شتاب فزاینده ای تداوم یافت. هر چند این فرایند با نوسان ها و فراز و نشیب هایی نیز همراه بود(گل محمدی،61:1386).

از سال 1914 تا 1945 تحت تاثیر جنگ و ملی گرایی اقتصادی که تا اواخر دهه هشتاد در کشورهایی مانند چین ، هند، روسیه و ... ادامه داشت ،رشد ادغام اقتصادهای ملی سیر نزولی پیدا کرد.(Hirst,1995:144)

در اواخر دهه هفتاد موج جدیدی از فرایند جهانی شدن اقتصادی شکل گرفت که در درجه اول تحت تاثیر تحولات و پیشرفت های حیرت انگیز در عرصه ارتباطات بود. این پیشرفت ها زمینه ساز ادعام جهانی اقتصادها شد.(Webster,1995:144).بررسی آمارها نشان می دهد که در طول بیش از 180 سال نسبت صادرات به تولید ناخالص داخلی در کل جهان حدود سیزده برابر افزایش یافته است . البته این نسبت در رابطه با کشورها و مناطق مختلف با نوسان های قابل توجهی همراه بوده است . همچنین در سالهای اخیر گسترش چشمگیر تجارت الکترونیک سبب شده افراد بتوانند بدون تحمل رنج سفرهای تجارتی ، کالای مورد نظر خود را از هر نقطه جهان تهیه کنند. در واقع گذر از فن آوری سخت افزاری به نرم افزاری نقطه عطفی در شکل گیری بازارهای مبتنی بر نظام ها و شبکه های اطلاعاتی رایانه ای و بنابراین یک بازار جهانی است . تاسیس سازمان تجارت جهانی بر پرشتاب بودن این موضوع دلالت دارد(گل محمدی،66:1386)

تجارت مبتنی بر فن آوری های اطلاعاتی و ارتباطی،جنبه دیگری از تجارت جهانی و به تبع آن جهانی شدن اقتصادی را آشکار می کندکه تجارت جهانی خدمات است.

در واقع به نظر می رسد امروزه پیشرفته ترین بخش های تجارت جهانی ، بخش هایی است که عمدتاً دست اندرکار مبادله کالاهای نمادی وغیر مادی هستند(Cable,1995)

«البته آنچه امروزه در شبکه های اقتصادی جهانی جریان می یابد، به کالاهای مادی و خدمات گوناگون محدود نمی شود. در موارد بسیاری کارگزاران اقتصادی نه تولیدات خود، بلکه سرمایه های خود را به کشورهای دیگر منتقل واقدام به سرمایه گذاری های گوناگون می کنند. اقتصاددانان چنین اقدامی را سرمایه گذاری مستقیم خارجی می نامند و آن را یکی از جنبه های مهم جهانی شدن اقتصادی به شمار می آورند.(گل محمدی،68:1386).

در رابطه با مشارکت و بهره مندی سرمایه گذاری های مستقیم خارجی نیز کشورهای مختلف دنیا جایگاه های متفاوت و نابرابری دارند چرا که بخش عمده این سرمایه گذاری ها در کشورهای پیشرفته صنعتی انجام می شود. علاوه بر این ها پدیده دیگری که از عناصر اصلی جهانی شدن اقتصادی به شمار می آیدجریان و گردش جهانی سرمایه است. امروزه اشکال گوناگونی از سرمایه در کوتاه ترین زمان بین کارگزاران مختلف اقتصادی که در فواصلی بسیار دور از یکدیگر فعالیت می کنند،رد وبدل می شود و میزان چنین مبادلاتی در سالهای اخیر به صورت مبهوت کننده ای افزایش یافته است.(Held,1998:15)

امروزه علاوه بر جریان و نقل وانتقال فراملی کالاهای مادی که در تجازت جهانی فزاینده نمود می یابد، برای نیروهای کار هم بازاری جهانی شکل گرفته است. هر روز بر تعداد انسان هایی که در جست وجوی کار(مناسب) کشور خود را ترک می کند، افزوده می شود. بنابراین اگر جهانی شدن اقتصادی، جریان جهانی کالا، پول،خدمات، اطلاعات نیروی کار باشد، افزایش شمار مهاجران در گستره جهانی را باید جنبه ای از این فزاینده دانست(گل محمدی،73:1386).

از سوی دیگر آمارها نشان می دهد شرکت های چند ملیتی نقشی اساسی در جهانی شدن تولید و مبادلات مالی دارند.آنها در حال حاضر حجم عظیمی از محصولات مورد نیاز بازار مصرفی جهان را تامین می کنند. حدود هفتاد درصد تجارت جهانی نیز به واسطه این شرکت ها انجام می شود. همچنین شرکت های مورد نظر از سرمایه گذاران اصلی در عرصه سرمایه گذاری مستقیم خارجی به شمار می آیندو نقش شرکت های چند ملیتی در بازارهای مالی هم کلیدی و قابل توجه است(Held,1998:17)

با این وجود برخی نظریه پردازان معتقدند که جهان اکنون در حال گذر به مرحله اقتصاد فراملی یا پیشرفته ترین مرحله فرایند جهانی شدن اقتصادی است. امروزه به واسطه انقلاب ارتباطی، حوزه ای نمادین در عرصه جهانی پدید آمده که کار شبکه های جهانی ثروت، قدرت واطلاعات را بیش از پیش آسان کرده است. بنابراین اقتصادها هم گرایشی روزافزون به فعالیت در این حوزه نمادین پیدا می کنند و به مبادله کالاها و ارزش هایی روی می آورندکه با واسطه های نمادین ممکن می شوند(گل محمدی،77:1386)

با تمامی این تفاسیر فرایندجهانی شدن به هیچ وجه در اقتصاد خلاصه نمی شود.

جهانی شدن سیاسی

 جهانی شدن از دیدگاه سیاسی فرایندی است که به واسطه آن امر اجتماعی بیش از پیش از حصار تنگ و محدود دولت – ملت رها می شود و انسان ها در چارچوب جامعه ای گسترده تر زندگی اجتماعی را از سر می گیرند(گل محمدی،79:1386)

»در مراحل مختلف دوران مدرن، مرزهای جامعه توسط دولت تعریف و تحدید می شد و مرزهای سیاسی کم و بیش برمرزهای اجتماعی منطبق بود. مرزهای فرهنگی- هویتی نیز به واسطه تلاش های پایدار و حتی کم و بیش خشونت بار دولت، از مرزهای ملی فراتر نمی رفت وهرگونه فرهنگ فراملی وفروملی نوعی ناهنجاری و یا بحران قلمداد می شد. ولی فرایند جهانی شدن با نفوذپذیر کردن مرزهای ملی، زمینه جدایی جامعه، روابط اجتماعی و فرهنگ را ازنهاد دولت- ملت فراهم می کند(گل محمدی،80:1386)

همان گونه که پیش از این نیز اشاره شد شکل گیری این جامعه جهانی بیش از هرچیز محصول فرایند فشردگی زمان، فضا و بی بستر شدن روابط اجتماعی است. امروزه زندگی اجتماعی برای پیوند زدن انسجام و همبستگی اجتماعی با حوزه محلی وقوع فعالیت ها و کنش های اجتماعی اعتباری ندارد(گل محمدی،81:1386)

از زمان شکل گیری دولت به مثابه مهم ترین و قدرتمندترین نهاد سیاسی، بخش عمده ای از مسائل اجتماعی،همچون مسائل ملی قلمداد و در این سطح بررسی و تحلیل شده است. ولی فرایند گسترده و پرشتاب جهانی شدن تعریف مسائل اجتماعی- ملی به مثابه مسائل جهانی را گریز ناپذیر کرده است. چنین فرایندی از راه های مختلف به مخدوش شدن حاکمیت ملی و کاهش استقلال دولت می انجامد. بسیاری از نظریه پردازان جهانی شدن عقیده دارند که عصر دولت- ملت پایان یافته و حکم رانی ملی در برابر فرایندهای اقتصادی و اجتماعی جهانی کارآیی چندانی ندارد(گل محمدی،82،1386).

جنبه دیگر فرایند جهانی شدن سیاسی مخدوش شدن مرز میان صادرات و واردات است.امروزه جایگاه مسلط شرکت های فراملی در جریان های تجاری جهانی، معنا و مفهوم صادرات وواردات را دگرگون کرده و بر ابهام و فرسایش حد مرزهای اقتصاد ملی افزوده است.تا جایی که شناسایی و محاسبه  میزان صادرات و واردات کشورها را بسیار دشوار و حتی ناممکن شده است(گل محمدی، 84:1386)

البته کاهش توان دولت و کنترل جریان های اقتصادی جهانی به عرصه های مالی وپولی  محدود نمی شود. امروزه آنچه در عرصه تجارت جهانی داد و ستد می شود صرفاً کالاهای مادی نیستند و خدمات نیز به صورت یکی از اقلام صادرات وواردات درآمده اند. آنچه در جهان معاصر اقتصاد فرهنگی نامیده می شود، بخش های نمادین اقتصاد است که کالاهایی غیرمادی تولید و عرضه می کنند. این کالاها در چارچوب مرزهای ملی محدود نمی شوند و کنترل آنها برای دولت بسیار دشوار است و از این رو برجسته ترین نمود نا توانی دولت از کنترل فضا و زمان به شمار می آید(گل محمدی،85:1386)

چنین تحولاتی نشانگر کم رنگ تر شدن نقش قدرت سیاسی در قلمرو اقتصاد و افزایش قدرت بخش خصوصی و نیروهای بازار است(Baker,1998:2).

البته نظریه پردازانی هم هستند که ادعاهای مربوط به جهانی شدن سیاسی و کاهش چشمگیر قابلیت ها و توانایی های دولت در عرصه اقتصاد را چندان واقع بینانه نمی دانند. از دیدگاه آنها گرچه توانایی های دولت دگرگون شده و دربیشتر حوزه ها بویژه مدیریت کلان اقتصادی بسیار کاهش یافته، اماهنوز هم  نهادی مهم به شمار می آید و در فراهم آمدن شرایط لازم برای حکمرانی موثر بین المللی نقشی اساسی بازی می کند(گل محمدی،86:1386).

هر چند استدلالهای این نظریه پردازان تا حدودی زیادی معتبرند اما به هیچ عنوان نمی توانند فرایند جهانی شدن سیاسی را زیر سوال ببرند. گرچه جامعه بشری با نوع آرمانی اقتصاد جهانی شده بسیار فاصله دارد اما از الگوی آرمانی اقتصاد بین المللی هم فراتر رفته و به یک اقتصاد فراملی دست یافته است. امروزه کنترل جریان های اطلاعاتی در شبکه های بسیار پیچیده و متنوع ارتباطات جهانی نیز دشوار و در واقع غیر ممکن است چراکه ارتباطهای مبتنی بر فناوری الکترونیک همچون ماهواره، اینترنت ، شبکه های ماهواره ای ، تلفن ، نمابر هرگونه محدودیت طبیعی و سیاسی را از بین می برند و افکار واطلاعات بدون هیچگونه کنترلی از مرزهای ملی عبور می کنند( Holton,1998:1) و(Castells,1997:1)

گسترش جریان های جهانی و شکل گیری جامعه ای فراملی دولت را در عرصه هویت سازی نیز دچار مشکل می کند چرا که با نفوذ پذیرتر شدن مرزهای ملی حد مرزهای هویتی در هم می ریزد و سلطه بلامنازع هویت و فرهنگ ملی مخدوش می شود(Hall,1996:299).

به هرحال با توجه به آنچه تا کنون بیان شد می توان به تصویری روشن تر از فرایند جهانی شدن سیاسی دست یافت. با فشرده تر شدن فضا وزمان ، برگستره محیط وروابط اجتماعی افزوده می شود و نوعی جامعه فراملی شکل می گیرد. این گسترش محیط اجتماعی گستره تاثیر پذیری افراد را افزایش می دهد و کارایی فواصل طبیعی و سیاسی برای محدود کردن تاثیرهای اجتماعی پدیدهای گوناگون به میزان چشمگیری کاهش می یابد. بنابراین احتمال تبدیل یک معضل محلی به یک مسئله جهانی بیشتر می شود و به همان میزان امکان افراد و گروه های مختلف برای برکنار ماندن از تاثیر محیط جهانی کمتر می شود(گل محمدی،91:1386).

همچنین بروزمسائل جهانی ،راه حل ها و تدبیرهای جهانی می طلبند و دست یابی به چنین راه حل هایی مستلزم شکل گیری و اقدام سازمان ها و نهادهای گوناگون فراملی است. این سازمانهای بین المللی از لحاظ وابستگی یا عدم وابستگی به حکومت ها حوزه فعالیت ، اهداف، گستره فعالیت و میزان اهمیت و تاثیرگذاری با یکدیگر متفاوتند اما وجه مشترکی نیز هم دارند. شکل گیری و گسترش چنین سازمانهایی حاکی از آن است که در نتیجه فرایند جهانی شدن جریان های فراملی و شبکه های جهانی بیشتر وگسترده تر شده، جهان به یک فضای اجتماعی واحد تبدیل می شود که اداره و ساماندهی آن از توان و ظرفیت دولت ملی بیرون است. کوتاه سخن اینکه فرایند جهانی شدن با رها کردن امر اجتماعی از چارچوب و حوزه استحفاظی دولت – ملت ، عامل تغییر و تعدیل دولت مدرن است و سبب کاهش توانایی و اسقلال دولت، کاهش کارایی حکومت و تضعیف مشروعیت و اقتدار دولت – ملت می شود(گل محمدی،94:1386)

جهانی شدن فرهنگی

/ 3 نظر / 293 بازدید
خرید شارژ آنلاین و مستقیم گوشی

سلام دوست عزیز وبلاگ شما رو مطالعه کردم ,مطالب خوبی دارید خوشحال میشم هر وقت نیاز به شارژ داشتید از سایت من خرید کنید شارژ آنلاین و مستقیم ایرانسل,همراه اول,رایتل و تالیا پرداخت قبض و محصولات اینترنتی دیگر

میرسایت

سلام خوبی؟ وبلاگتو دیدم خیلی قشنگ بود. دوستش داشتم. چرا به سایت تبدیلش نمیکنی که با کلاس باشه؟ اگه میخواهی تبدیلش کنی یه سر به سایتم بزن اصلا کلن خوشحال میشم به سایتم هم یه سر بزنی http://mirsite.ir کلی میتونیم با هم همکاری داشته باشیم اگر هم دوست داشتی با هم تبادل لینک و تبادل بنر کنیم راستی با خرید نرم افزار وایبر از ما می تونی روزانه شغل و خدماتت یا ادرس سایتت را به 20ملیون وایبر فعال ارسال کنی مبلغش هم خیلی کمه اگه کاری داشتی بهم زنگ بزن 09121596033 عاشقانه و بیصبرانه منتظرتم http://mirsite.ir میرسایت info@mirsite.ir http://mirsite.ir

نمايشگاه هاست www.hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran هاست,هاست رايگان,هاستينگ,فروش هاست,خريد هاست,سرور مجازي,وي پي اس ---------------------------------------------------- يک سايت جديد براي اپلود فايل ها و عکس ها بدون محدوديت مي توانيد عضوش بشين و تا يک ترا بايت فضاي رايگان داشته با شيد تازه در ازاي دانلود هر فايلتون هم و يا معرفي زير گروه که عضو ويزه سايت شوند پول در بيارين و تا روزانه 20 دلار در امد داشته باشين .... براي دانلود از لينک هاتون لينک مستقيم تو وبلاگتون بزاريد و کلي امکانات ديگه دوست داشتين حتما به ما سر بزنيد updap.com با تشکر[گل] [گل]