دست نوشته های پدر عمادالدین

من گنگ خواب دیده ام عالم تمام کر -من عاجزم زگفتن خلق از شنیدنش

کلام نوروزی
نویسنده : عباس فغانی ( معارف ) - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٩

 

« بنام خالق هستی »

 

با سلام به کلیه دوستان که در این مدت با نظرات خود این راه دشوار را برایم هموار کردند و عذرخواهی از تمام کسانی که نظر دادند و نتوانستم جواب نظرات محبت آمیزشان را بدهم و اما بعد . . . .

               از بس که مهر دوست به دل جا گرفته است

                                         جایی برای کینه دشمن نمانده است.

اگر بار دیگر به زندگی باز می گشتیم به همه مهربانی می نمودیم و در حق همه کسان نیکی می کردیم ولی چون راهی به چنان زندگی نیست بهتر آنست که از سال جدید چنین کنیم و از نیکی و مهربانی غفلت نورزیم و آنها را پشت گوش نیندازیم.


ای دگرگون کننده قلبها و چشمها

ای چرخاننده شبها و روزها

ای تغییر دهنده حال و احوال

متحول کن حال مرا به نیکوترین احوال (آمین)

 

بارالها!....... حال که در آستانه سال نو قرار گرفته ایم به ما انصاف، مروت، مهربانی، بخشش و گذشت عنایت فرما تا همچنان که طبیعت سرمای وجود از تن و جان خود می شوید و سبز و گرم می شود ما نیز با یکدیگر مهربان باشیم، عشق بورزیم، انصاف داشته باشیم، جامه دل و جان نو کنیم و لباس قهرو کین در آوریم.

بارالها!...... به ما لذت عفو و گذشت بچشان و عطا و کرم و بخشش بیاموز تا خوشبختی دیگران نیز بجوییم و بدانیم تا توان شاد کردن دلی را به دست نیاوریم شاد نمی شوییم.

بارالها!..... سال جدید را برایمان سالی همراه با وسعت روزی و توفیق شایسته در طاعت و بندگی و تعالی معنوی قرار ده .

بار خدایا..... از تو می خواهیم که سال آینده برای کشور و مردم سال رشد و تعالی، رفاه و آسایش و آسودگی  و آرامش و امنیت و پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی و کاهش مشکلات و معضلات از جمله فقر و گرانی و بیکاری و جرم و فساد باشد.


comment نظرات ()