دست نوشته های پدر عمادالدین

من گنگ خواب دیده ام عالم تمام کر -من عاجزم زگفتن خلق از شنیدنش

نوروز در اعصار و ادوار تاریخ
نویسنده : عباس فغانی ( معارف ) - ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٩

نوروز در اعصار و ادوار تاریخ

نویسنده: عباس فغانی( معارف)

منبع: روزنامه رسالت- تاریخ نشر شمسی  یکشنبه ٨۴/١٢/٢١

نوروز رستاخیز طبیعت است و روز اول فروردین هنگام رسیدن آفتاب به نقطه اول صمل و ابتدای بهار، بدین صورت با غلبه برج صمل( فروردین) به حوت ( اسفند) ساعت تحویل سال فرا می رسد.

نوروز قدمتی دیرین و گستره ای وسیع دارد و محدوده ای به وسعت نیم کره شمالی را در بر می گیرد.

طبیعت خفته بیدار می شود، گرما در کالبد سرد زمین می دمد. آبشارهای خروشان، غرنده از دامنه ها سرازیر می گردند. زمین سینه می گشاید و فرش می گستراند تا آلاله و شقایق به میهمانی بیایند....

مردم خوشدل و طبیعت دوست ایران نیز پس از نود روز ستاره به انگشت شمردن، به پیشواز سال نو می روند، خانه تکانی می کنند، گرد کهنه از چهره می افشانند. کینه از دل می زدایند، حق دوستی و همسایگی به جا می آورند. مرده و زنده را یاد می کنند.


تن را به آب پاکی می آلایند و تن پوش دوستی و تندرستی به تن می پوشند...

در این ایام توبه گنهکاران و درگاه الهی پذیرفته شده و به تیغ آن حکومت ها نیز، جرم بعضی مجرمان را مورد عفو قرار می دهند.

چرا که به فرمایش حضرت امام صادق(ع) در آغاز فروردین آدم آفریده شد و آن روز فرخنده ای است برای خواستن نیازها و برآورده شدن آرزوها....

تحویل سال:

دراین ساعت معمولا همه اعضای خانواده دور سفره هفت سین جمع می شوند، شمع و چراغ ها را روشن می کنند و قرآن می خوانند. این در حالی است که بوی عود و اسپند فضای خانه را پر کرده است. خواندن دعای تحویل سال نیز بر روحانیت این لحظات می افزاید.

با فرا رسیدن لحظه تحویل سال که در گذشته با اذان و نواختن طبل و در این اواخر با شلیک توپ اعلام می گشت، مسلمانان معمولا این دعا را زمزمه می کنند:

یا مقلب القلوب والابصار، یا مدبر اللیل و النهار، یا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الی احسن الحال.

در ساعت تحویل سال، هر خانواده ای به انجام سنت های ویژه ای می پردازد. بعضی از مردم قبل از تحویل سال به یکی از زیارتگاه ها یااماکن مقدس رفته و مراسم تحویل سال را در آن جای مقدس انجام می دهند و بعد به خانه باز می گردند تا به این ترتیب برکت و سلامتی و خوشی در خانه باقی بماند و مانع از هرگونه اختلاف و ناراحتی گردد.

و اما اعمال نوروز آن چنان است که حضرت صادق به معلی بن خنیس تعلیم فرموده که: چون روز نوروز شد عسل کن و پاکیزه ترین جامه های خود را بپوش و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو گردان و در آن روز روزه بدار، پس چون از نماز پیشین و پسین و نافله های آن فارغ شوی، چهار رکعت نماز بگزار، یعنی هر دو رکعت به یک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره انا انزلنا بخوان و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل هو الله احد و در رکعت چهارم بعد از حمد قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس بخوان و بعد از نماز به سجده شکر برو و این دعا را بخوان:

اللهم صل علی محمد و آل محمد الاوصیاءالمرضیین و علی جمیع انبیائک و رسلک .... چون چنین کنی گناهان پنجاه ساله تو آمرزیده شود و بسیار بگو، یا ذوالجلال و الاکرام.

و نقلی دیگر از امام صادق(ع): معلی بن خنیس که فردی موثق است می گوید: روز نوروز خدمت امام صادق(ع) رفتم. فرمودند: معلی، آیا میدانی امروز چه روزی است؟ عرض کردم عجم امروز را بزرگ می دارند و تبریک می گویند و برای همدیگر هدیه می فرستند. امام(ع) فرمودند: به بیت عتیق( کعبه) سوگند می خورم که نوروز از زمان قدیم است. تاریخ آن را برایت بگویم؟ گفتم: بفرمائید.

فرمود: نوروز روزی است که درعالم ذر، خداوند از بندگانش پیمان گرفت او را بپرستند و مشرک نشوند و ایمان به پیغمبران و حجج او و ائمه(ع) بیاورند. روزی است که آفتاب تأبید و باد که موجب حیات است وزیدن گرفت و زمین خلق شد. در این روز، کشتی نوح بر نقطه ای از زمین به نام جودی نشست، جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد، ابراهیم(ع) بتها را شکست. روزی است که شب آن پیغمبر(ص)، علی(ع) را بر کتف خود بلند کرد. بت های قریش را از فراز کعبه به زیر افکند و خرد کرد. در آن روز پیغمبر(ص) به اصحاب خود امر کرد با علی(ع) بیعت نمایند. روزی است که امیر المومنین علی(ع) بر نهروانیان غالب شد و ذوالثویه را( که پیغمبر(ص) به دیگران امر کرد او را بکشند و نکشتند) کشت. روزی است که قائم ما(عج) و ولاه امر ظاهر می شوند و روزی است که قائم ما(عج) بر رجال غالب می گردد و در کناسه کوفه او را دار می زنند. هیچ نوروزی نیست که ما اهل بیت، انتظار فرج نداشته باشیم. چون از روزهای شیعیان ماست. عجم احترام آن را نگه داشتند.

نوروز در عهد ساسانیان:

ساسانیان نوروز را نوک روز می خواندند، در این روز افراد دست از کار و فعالیت می کشیدند و استراحت می کردند و مالیات جمع آوری شده را به حضور شاه می بردند و شاه به حسن اجرای مسئولیت های حکام و عزل و نصب آنان می پرداخت. آن زمان نوروز شش روز بود ودر این مدت پادشاه خاندان خود و اقشار خاص را می پذیرفت و به آنان عیدی می داد و دستور می داد که با شروع مراسم، سکه های جدید آورده شوند. پادشاه پس از پوشیدن لباسی که معمولا از برد یمانی بود، زینت آلات به خود می آویخت و در دربار می نشست تا اولین نفر که موبد موبدان بود با جامی زرین و انگشتر و درم و دینار خسروانی ودسته ای سبزه و شمشیر و تیر و کمان و دولت و قلم و اسب و کودکی خوش چهره، خدمت شاه می رسید و در مدح او عباراتی می خواند.سپس جام را در یک دست و دسته سبزه را در دست دیگر پادشاه قرار می داد و مابقی هدایا را در مقابل او می گذاشت. به این منظور که شاه سالی خوب و نیکو همراه با شادمانی پیش رو داشته باشد.

پس از او، دیگران اعم از شهرداران و سپاهیان و زنان پادشاه و عامه مردم، هدایای خود را می آوردند و حاکم به تناسب موقعیت افراد و نوع تحفه شان، پیشکشی به آنان عطا می نمود.

پادشاه در نوروز، لوازم اولیه مورد نیاز سالانه دربار از قبیل کاغذ و با پوست هایی که در آن دستورات نوشته می شد تهیه می کرد و در آخر به بعضی اوراق مهم حکومتی، مهر شاه زده می شد و آنها را اسپیرانوشت یا اسپیدنوشت می نامیدند.

مراسم جشن و سرور به همراه نواهای خاص این ایام تا روز ششم ادامه داشت و جشن روز ششم به سلاطین و افراد نزدیک به او اختصاص داشت.

در این زمان در جامعه، نظام طبقاتی حاکم بود و امتیازات اساسی به نظامیان و شاهزادگان و اشراف و موبدان تعلق داشت و عامه مردم جز کارگری و زحمت، بهره دیگری نداشتند. چنان ظلم و تبعیضی بر عمومی مردم مسلط بود که افراد جامعه نمی توانستند در آن نظام دست ببرند و هیچ کس نمی توانست از یک طبقه به طبقه دیگر جامعه راه یابد و از موبدان به عنوان عامل توجیه نظام( طبقاتی) نزد گروه های فقیر جامعه استفاده می شد و محرومان مجبور به اجرای فرامین پادشاه بودند.

سلاطین نیز مراسم نوروز را که جنبه های عبرت آموزی دارد، از مسیر اصلی خویش منحرف کرده و به باده گساری و رقص و قمار می پرداختند.

اواخر عهد ساسانی، تاریخ نوروز را به تابستان تغییر دادند و این امر در گردش و تغییر بود تا در زمان ملک شاه سلجوقی تقویم ایرانی درست شد و نوروز به تاریخ اصلی خود که همان اول صمل است بازگشت.

نوروز در دوره اسلامی:

با ظهور اسلام و نفوذ عقاید اسلامی به سرزمین ایران، مردم کشور ما که مدت ها بود نسبت به سختگیری های مذهبی موبدان، دل آزرده بودند، به مرور و پس از شناخت دیانت اسلامی، به این آیین گرویدند و پایبندی به مذهب زردشت را فرو گذاشتند.

با وجود این تغییر دیانت و نفوذ و گسترش سریع اسلام در همه ارکان زندگی ایرانیان، برخی از آداب و رسوم و سنت های ایرانیان قدیم که بقای آنها با عقاید اسلامی منافاتی نداشت، همچنان در فرهنگ ایرانی باقی ماند و حتی برخی از آنها تا حدی رنگ اسلامی پیدا کرد.

جشن نوروز، از جمله آداب و سنت های قدیمی ایرانیان است که در میان سنت های ایرانیان مسلمان باقی ماند و حتی به مرور تبدیل به بزرگترین جشن ایرانی گردید، جشنی که گرچه ریشه باستانی دارد، اما ارزش و احترام آن در نزد مردم کشور ما به دلیل پیوند آن با عقاید دینی گذشته نیست بلکه این احترام از عدم منافات آن عقاید اسلامی و تبدیل آن به سنت ایرانی- اسلامی سرچشمه می گیرد.

پس می توان گفت که جشن نوروز اکنون جشن ملی ایرانیان مسلمان است. چند روایت زیر نمونه ای از حمایت پیشوایان شیعه از جشن های نوروز است.

از امام جعفر صادق(ع) روایت شده که فرموده اند: در آغاز فروردین آدم آفریده شد و آن روز فرخنده ای است، برای خواستن نیازها و برآورده شدن آرزوها و فرا گرفتن دانش و کابین بستن زناشوئی و مسافرت کردن و داد و ستد. در این فرخنده روز بیماران رو به بهبودی می گذارند و روزی ها فراوان می شود( روزشماری در ایران باستان ص72).

نوروز از دوران عباسیان تا صفویان:

در زمان خلافت عباسیان همانند حکومت های پیشین، خلفای ایرانی شش روز در قصرهایی با شکوه و با لباس هایی گران قیمت می نشستند و هدیه ها را شخصا دریافت می کردند. در تاریخ آمده است که متوکل از صبح زود تا نماز ظهر بر تخت سلطنت می نشست و هدایا را می پذیرفت. وزیران و اغنیای شهر، جواهرات و عطر، تاجران به تناسب کار خود، اجناس مرغوب مانند گلیم و جامه، شاعران قصاید و عموم مردم گل و میوه برای خلیفه می آوردند.

در زمان متوکل، 5 میلیون درهم به رنگ های گوناگون ساخته شد که او به عنوان شادباش پاشید. در روزهای نوروز، انواع مختلف شیرینی مانند صابونیه و لوزینج پخته می شد. مردم در کنار همدیگر جمع می شدند و آتش می افروختند و استقبال مردم از این مراسم چنان بود که وقتی معتضد خلیفه در سال 284 هجری شمسی می خواست آتش افروزی و شادی های مردم را کم کند تلاش او مؤثر واقع نشد و پس از 2 روز مردم را آزاد گذاشت. عطر پاشیدن به روی فرد و هفت گام به سمت او رفتن از دیگر رسوم آن زمان بود، به این اعتقاد که چشم بد و تنبلی و تب از او دور شود به همدیگر آب می پاشیدند و یا اطراف خانه ها و باغ های خود را آبیاری می کردند. زمان غزنویان باز هم به رسم هدایای نوروزی که مطابق سلیقه ترکان بوده است، مواجه می شویم. از جمله در سال 429 هجری قمری سلطان مسعود غزنوی، برای جشن نوروز جلوس کرد و هدایای مرسوم مبادله شد و به قول بیهقی، در این روز بود که سلطان مسعود، توبه خود را در شرابخواری شکست و به جشن و شادی پرداخت. این مراسم در روزگار خوارزمشاهیان نیز برپا می شده به قسمی که جامه نو و رنگارنگ مردم اصفهان در نوروز، هویدای این مطلب است.

پس از حمله مغول ها به ایران با وجود ویرانگری و غارت و کشتارهایی که قوم وحشی به راه انداخت، ایرانیان این عید را پناهگاه خود قرار دادند و از آن مظهری برای نمایان ساختن روح عظمت و دفاع در راه بیرون راندن سلطه گران و اظهار استقلال قرار دادند و با وجود تمام سختی هایی که بر ملت در آن دوران گذشت، هویت خود را همچون دژی محکم و استوار حفظ کردند.

نوروز در عصر صفوی و قرون بعد:

به دنبال یکه تازی های قوم مغول، ضربات جبران ناپذیری به کشور عزیزمان وارد آمد. جمعیت زیادی قتل عام شدند که شمار از دست رفتگان را تا 6 میلیون نفر نوشته اند. بدیهی است با این اوضاع، نیرو و توان برگزاری جشن های مفصل وجود نداشت، ولی هیچ گاه ارزش های ملی نادیده گرفته نشد و همگان سعی در احیای آثار اصیل خود داشتند. به خصوص در دوران جانشینی تیمور که تقریبا تا یک قرن ادامه داشت، تلاش های بسیاری در این زمینه صورت گرفت، ولی ترمیم اصلی فرهنگ و ادب و هنر در زمان فرمانروایی شیخ صفی الدین اردبیلی و فرزندانش حاصل شد واین سلسله که نزدیک به 200 سال و اندی بر کشور فرمانروایی کرد، توانست حکومتی ملی و متکی بر مذهب شیعه را پایه گذاری کند. در این زمان علمای دینی سعی کردند احادیث و روایات مختلف مربوط به نوروز را جمع آوری کنند وکتاب مهمی که در آن زمان و در این زمینه تدوین شد، به نام السماء و العالم می باشد.

علامه مجلسی در جلد 14 کتاب بحارالانوار آورده است: در نوروز خدا به دعای یکی از پیامبران برای مردم باران فرستاد و آب به ایشان داد آب پاشی به یکدیگر در نوروز سنت شده است. در آن روزگار رسمی به نام آبریزان وجود داشت که افراد به هم آب می پاشیدند.

می توان گفت: آدابی که اکنون برای مراسم سال نو برگزار می شود مانند سفره هفت سین و ... در زمان صفوی با قوت بیشتری انجام می گرفته است.

پس از سقوط دولت صفوی و روی کار آمدن دولت افشاری نیز مراسم نوروز، همچنان به قوت خود باقی ماند. نادر شاه افشار با برگزاری مراسم جشن، به سپاهیان خود خلعت می بخشید. بعد از 12 سال سلطنت نادر و با مرگ او، کریم خان زند به قدرت رسید.

مولف رستم التواریخ می نویسد: کریم خان در ایام نوروز، یک تا دو هفته جشن می گرفت و طی مراسم، به امرای لشکر ومقامات دربار و ملازمان حضور و چاکران و پیشکاران انعام و خلعت می بخشید.

با روی کار آمدن آقامحمدخان قاجار، ملت ایران دوران جدیدی را تجربه کرد. از خصایص مهم در طول یکصد و چهل سال حکومت قاجاریان( 1344-1204) آشنا شدن با شیوه زندگی غربیان و تا حدی هم تاثیر پذیری از آنهاست. با وجود آن که در این دوران عده زیادی از ایرانیان مرفه به کشورهای اروپایی سفر کردند و خارجیان بسیاری نیز به ایران آمدند و حتی ناصرالدین شاه هرکدام بارها به فرنگ رفتند و همراه خود بسیاری از غربیان را به ایران آوردند، باز هم ترکیب سنتی کشور حفظ شد و مردم آداب و رسوم اجتماعی خود را نگاه داشتند.

نوروز در عصر پهلوی:

در عصر پهلوی برای تحقق سیاست های ضد اسلامی، تلاش فراوان صورت می گرفت تا تقابل مصنوعی میان اسلام و ایران به نمایش درآید. آن رژیم می کوشید با دمیدن بر کوره خرافات و آتش پرستی، اسلام را عامل تباهی فرهنگ و تمدن ایران نشان داده و مراسم خرافی در این ایام سوق دهد.

آنان نحسی عدد سیزده را چنان در اذهان بزرگ کرده بودند که در روز سیزده فروردین کمتر کسی در خانه می ماند و همگان به دشت و صحرا پناه می بردند. اما روحانیان تیزبین به مقابل با این ترفند برخاستند، از جمله استاد شهید مطهری با تالیف کتاب های ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ایران و کتاب سوزی ایران و مصر بر تبلیغات و شایعات پوچ آن رژیم و عناصر خود باخته اش مهر بطلان نهاد.

نوروز از نظر سازمان ملل متحد:

نوروز از سوی سازمان ملل متحد به عنوان روز زمین معرفی شده است. بر اساس استدلال کارشناسان این سازمان در نوروز ایرانی ها با جشن طبیعت همراه می شوند. پیوندها تازه می شود و بر اساس یک سنت نیکو، حتی دشمنی ها نیز پایان می یابد.

در این روز حتی کلیساهای نیویورک نیز باید همزمان با تحویل سال جدید ایرانی ها ناقوس خود را به صدا درآورند و به توصیه این سازمان اگر این سنت نیکو که میان ایرانی ها متداول است، در میان ملت ها نیز استقرار یابد، جهانی سبز خواهیم داشت.

در مجموع، از مطالب پیش گفته به دست می آید که نوروز عیدی کهن است که درگذر زمان و توسط قدرت مداران حاکم به عاملی برای تحمیق مردم تبدیل شده بود ولی اسلام با توجه به روح مراسم، آن را تأیید کرد و به مسیری منطبق با فطرت رهنمون شد.

منابع:

1.    ١-   اورنگ جشن های ایران باستان

2.  ٢-     تاریخ التمدن الاسلامی، جلد2

3.   ٣-    آداب و رسوم نوروز

4.   ۴-    زندگانی شاه عباس

5.  ۵-     بحارالانوار، جلد14

6.  ۶-     نوروز ایرانیان

7.  ٧-     کلیات مفاتیح الجنان


comment نظرات ()