دست نوشته های پدر عمادالدین

من گنگ خواب دیده ام عالم تمام کر -من عاجزم زگفتن خلق از شنیدنش

چهارشنبه سوری یا ترویج فرهنگ های غلط
نویسنده : عباس فغانی ( معارف ) - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩

چهارشنبه سوری یا ترویج فرهنگ های غلط

نویسنده: عباس فغانی( معارف)

منبع: روزنامه رسالت- تاریخ نشر شمسی  یکشنبه ٨۴/١٢/٢١

این روزها با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال مردم کشورمان هر کدام به نوعی در تکاپوی خرید، خانه تکانی به پیشواز آداب و سنت های عید باستانی می روند. در این میان با نزدیک شدن به چهارشنبه آخر سال که معروف به چهارشنبه سوری است ذکر چند نکته در خصوص فرهنگ و سنن گذشته ضروری به نظر می آید. برپایی چهارشنبه آخر سال که اکنون نزد مردم کشورمان کاملا معمول شده است نزد ایرانیان قدیم آداب و رسوم خاصی داشته که با آداب و رسوم کنونی متفاوت بوده است.


آتش در نزد ایرانیان باستان مقام بسیار والایی داشته، آنها آتش را به نوعی فرزند اورمزد می دانستند و عقیده داشتند که می توانند ناپاکی ها، پلیدی ها و تاریکی ها را از میان ببرد. بنابراین در میان جشن های مهم ایرانیان، به جشن های مخصوص آتش برخورد می کنیم و از آن میان دو جشن آتش از بقیه معروفتر و مهمترند؛ جشن سده و جشن سوری.

به طور کلی، ایرانیان پیش از فرا رسیدن هر جشن مذهبی، به آتشکده ها می رفتند و به نیایش می پرداختند، اما رسم آتش افروزی پیش از عید، بسیار کهن و قدیمی است. واژه سوری، صفت پهلوی سوریک(Surik) است. Ik پسوند است و Sur به معنی گل سرخ، از همین ریشه است.

افروختن آتش در چهارشنبه و برپاداشتن جشن سوری، مسلما در دوره اسلامی رایج گشته و در آغاز دوره اسلامی، اختصاص به روز چهارشنبه آخر سال نیز نداشته است. این جشن در ایران باستان، در یکی از چند شب آخر سال برگزار می شد، ظاهرا چون در یکی از سال هایی که جشن سوری به شکلی گسترده برپا می شده این جشن با شب چهارشنبه تقارن یافت.

از آنجا که اعراب چهارشنبه را روزی نحس می شمردند جشن سوری را در روز چهارشنبه آخر هر سال تثبیت کردند و از آن زمان به بعد سنت چهارشنبه سوری یا همان جشن سوری در آخرین چهارشنبه سال شمسی برگزار گردید. این طور می توان نتیجه گرفت که چهارشنبه سوری دارای ویژگی ها و مراسم خاصی بوده که متاسفانه امروزه با تغییرات بسیاری انجام می شود و جایگاهش با ایجاد سروصداهای ناهنجار، سرنگ واکلیل، آتش سوزی های خانمان سوز، سوختگی های غیرقابل جبران و تلفات انسانی و مزاحمت های دیگر تغییر کرده است. آیا بهتر نیست بیاییم باحفظ این میراث ها و تلفیق آنها با سنت های مذهبی و نیاکانمان افزایش همبستگی و همدلی ایجاد کرده و با آموزش های صحیح و توصیه های مربوط از فرهنگ سازی غلط جلوگیری کنیم.


comment نظرات ()