دست نوشته های پدر عمادالدین

من گنگ خواب دیده ام عالم تمام کر -من عاجزم زگفتن خلق از شنیدنش

روزنامه نگار کیست؟
نویسنده : عباس فغانی ( معارف ) - ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٩

روزنامه نگار کیست؟

 

آدمهای زیادی در گوشه و کنار دنیا هستند که گاه و بی گاه مطلبی می نویسند، چند تکّه خبر از این طرف وآن طرف می فرستند و خودشان را روزنامه نگار می خوانند. آیا واقعا اینها روزنامه نگارند؟ اگر اینها روزنامه نگارند، چگونه می توان آنها را از افرادِ حرفه ای که به طور منظّم برای روزنامه ها و مجله ها و ارگانهایِ داخلی کار می کنند، جدا کرد؟ حال بگذریم از آن عده ای که برای رادیو و تلویزیون مطلب خبری تهیه می کنند. پس واقعاً چه چیز یک روزنامه نگار را می سازد؟

1385


روزنامه نگار حرفه ای را به راحتی می توان شناخت. او در استخدام یک روزنامه است، برای  روزنامه اش گزارش تهیه می کند یا ممکن است مقاله یا سرمقاله بنویسد. یا به تصحیح مطالب بپردازد. یک روزنامه نگار  حرفه ای با نامهای  مختلفی شناخته می شود: گزارشگر، مقاله نویس، خبرنگار ویژه، مسوول تنظیم خبر، معاون سردبیر،  مسوول  بخش ورزش، مسوول اخبار شهری، مسوول بخش تجاری، دبیرِ اخبار عمومی  و سردبیر. دامنه کارهایی که او انجام می دهد به وسعت  دنیای پیرامون اوست. او در مورد هر چیزی که جنبه خبری داشته باشد، گزارش تهیه می کند؛ خواه در مورد جرم و جنایت، نظم و قانون، برنامه های سیاسی، دادگاهها، قوة مجریه وقوة مقننه باشد، و خواه دربارة مردم، مُد، هنر، موسیقی، نمایش، ادبیات و غیره. کار روزنامه نگار بیش از اینهاست. او نوشته های دیگران را تصحیح می کند، اخبار را تفسیر، انتقاد و جمع بندی می کند. قبل از هر چیز،  روزنامه نگاری، بر کسی که آموزشهای لازم و تخصصی را در زمینه کار پیچیده انتشار یک روزنامه دیده است، یک شغل محسوب می شود و این در مورد آماتورها مطرح نیست. روزگاری بود که می گفتند روزنامه نگار به طور مادرزاد روزنامه نگار است و چنین نیست که یک نفر را به مدرسه روزنامه نگاری بفرستند و او در پایان روزنامه نگار شود. اما در آن روزگار، وضع فرق می کرد. هر کسی با مقداری ذوق و قریحه، می توانست خودش را روزنامه نگار معرفی کند. یک ماشین چاپ بخرد و یا کرایه کند و روزنامه ای را بیرون آوردما امروزه وضع کاملاً فرق می کند و کار پیچیدتر شده است و بی شک، حتی همان افرادی که مادرزادی روزنامه نگار هستند، اگر  دوره های تخصصی روزنامه نگاری را طی کنند، خیلی بهتر از دیگران خواهند بود.

صادقانه باید بگوییم که برای روزنامه نگار خوب بودن دیدنِ آموزشهای تخصصی کافی و صحیح، اهمیت به سزایی دارد، اما این هشدار را هم می دهیم که هر کسی که مدرک روزنامه نگاری می گیرد لزوما روزنامه نگار نیست.

حا ل به سؤال بعدی می رسیم: چه چیز یک روزنامه نگار را می سازد؟ برای این سوال به تعداد رهبران و بزرگان روزنامه نگاری پاسخ وجود دارد. جیمز رستون از نیویورک تایمز، «سرحالی و زنده دلی» را اصل می داند، پل میلر از گروه  روزنامه های گانت در آمریکا، «زرنگی و حیله گیری» را  مهم می داند و هربرت بروکر، یکی از سردبیران معروف، «رو کردن حقیقت و مو از ماست کشیدن» را ویژگی اصلی روزنامه نگار می داند.

البته، یک روزنامه نگار باید  پُرانرژی باشد و باید بتواند حقیقت را بیرون بکشد و حتی اگر لازم باشد از فریبکاری استفاده کند، اما اینها همه پاسخهایی جزئی هستند. روزنامه نگار شدن، احتیاج  به خیلی  چیزهای دیگر غیر از انرژی یا علاقه به کار دارد. با وجود این، سخنان آقای رستون در مدرسه روزنامه نگاری کلمبیا اهمیت زیادی دارد:«من طرفدار پر و پا قرصِ تربیت و آموزشِ تخصصی روزنامه نگاران هستم. در عین حال، ما در بین روزنامه نگاران نیویورک تایمز افرادی را داریم که چندین مدرک  دانشگاهی دارند و افرادی هم هستند که تحصیلات عالیه را بنا به دلایلی به پایان نرسانده اند... اما هر دو گروه خوب کار می کنند. وقتی  پروندة این آدمها را ورق می زنیم، با این واقعیت مواجه می شویم که همه آنها این کیفیت بالا یعنی سرحالی، انگیزه،  زنده دلی را دارند، حال شما هر نامی که دوست دارید به آن بدهید. بنابراین به نظر من کاملترین و بهترین آموزشها در امور تخصصی  نمی توانند یک روزنامه نگار برجسته بسازند مگر اینکه ویژگی اصلی، یعنی سرحالی و زنده دلی  نیز همراه تخصص باشد».

نکته مهم در مورد چنین آدمهایی این است که گرچه مدرک دانشگاهی ندارند، اما نیرو و علاقه کافی به کارشان دارند و در صورت لزوم آموزشهای مورد نیاز را برای روزنامه نگار خوب و موفق بودن می پذیرند. در ایامِ گذشته هر کسی که انگیزة لازم را در خود می دید، به شغل روزنامه نگاری می پرداخت و همزمان  با کارش، آموزش هم می دید. آنها عمدتاً مردانی خودآموخته بودند. اما امروز،  با رقابتی که بر سر کسب شغل های مهم وجود دارد، عاقل آن است که قبل از گرفتن  پُست، آموزشهای لازم را ببیند.

ماهیت آموزشهای لازم برای روزنامه نگار شدن

برای آغاز کار دانشجوی روزنامه نگاری باید از نظر معلومات هنری، علمی یا تجاری نمرة خوبی بگیرد. با این حساب احتمالاً چنین فردی می تواند با رعایت قواعد دستور زبان، مطلب بنویسد و با ساخت جمله نیز آشناست.

آنچه که مهم و اساسی است این است که روزنامه نگار باید بتواند مطالبش را به راحتی به زبانی بنویسد که با آن می خواهد خوانندگانش را مورد خطاب قرار دهد. روزنامه نگار با واقعیتها سر و کار دارد، اما واقعیتها در قالب لغتها بیان می شوند، حال به هر زبان و لهجه ای که باشد.

آیا  روزنامه نگاری یک شغل است، حرفه است، صنعت است یا تجارت؟ جالب است که بگوییم که روزنامه نگاری  یک حرفه است، مثل حقوق یا طب یا مهندسی. اما درعین حال، صنعتی است که باید آموخته شود  و وای بر روزنامه نگار ناشری که از اصول مدیریت بازرگانی خبر نداشته باشد! ساداناند روزنامه نگار بزرگی بود، اما تاجر خوبی نبود و آخر کار هم شکست سختی خورد. مطمئناً اگر مدیر  بازرگانی خوبی بود، در روزنامه نگاری هم وضع بسیار بهتری می داشت. روزنامه نگارِ موفق، لزوماً روزنامه نگاری خوب نیست، اما روزنامه نگار خوب باید روزنامه نگاری موفق باشد. اولین هدف روزنامه نگار، ایجاد ارتباط است و روزنامه ای که فروش نرود، به اولین هدف خود دست نمی یابد. بنابراین، گفتن این جمله که «روزنامه نگاری، یک حرفه رفیع و بلند مرتبه است، نه یک صنعت یا تجارت»، کمی مغرورانه است و باید از آن حذر کرد. نوشته خوب، هم سرمایه مطلوب و ارزشمندی است، و هم خوب به فروش می رسد و مسؤول تنظیم اخباری که صفحات نشریه را خوب تنظیم کند، باید هم وزنش، طلا به پای او ریخت. گفتن اینکه صفحه آرایی، یک حرفه است  و نه یک هنر،  برداشت غلطی است. بی شک روزنامه نگاری یک حرفه است، اما روزنامه نگاری که خودش را به حرفه اش محدود کند به احتمال زیاد خواهد فهمید که استعدادش چندان رشک برانگیز نیست: دانشی است بی مشتری. تاریخ  روزنامه نگاری پُر است از سرگذشت مردانی که غرورشان به آنها اجازه نمی داد که خود را دلّال و تجارت پیشه بدانند.

حرفه ای کیست؟

حرفه ای کسی است که آموزشهای لازم را در رشته تخصصی اش دیده است. فردی که در دانشکدة پزشکی دورة لازم را ندیده و مدرک آن را نگرفته باشد، حق طبابت ندارد. حقوقدان، حسابدار برجسته، و در برخی کشورها حتی آرایشگرها و «متخصصان زیبایی» باید مدرک لازم را که نشان دهندة صلاحیت آنهاست، کسب کنند. بنابراین، اگر روزنامه نگاران هم از نظر استعداد شغلی از طرف هم ردیفان و همکارانشان، شناسایی کافی به دست آورند، کاری مناسب کرده اند.

آزاد نویسی (Free- Lance Writing)

فرهنگ لغت رندوم هاوس (The Random House Dictionary)، «آزاد نویس» را این گونه تعریف می کند: فردی که به عنوان نویسنده، طراح، مجری  و غیره کار می کند، ولی از یک کارفرما یا سازمان و جای خاص به طور منظمی حقوق نمی گیرد. مسلماً این تعریف یا توصیف از این واقعیت ریشه می گیرد که در قرون وُسطا، ماجراجویان نظامی که اغلب رتبه  شوالیه ای داشتند،  برای  کسانی خدمت می کردند که پول بیشتری می دادند و به اصطلاح، شمشیرشان را برای کسی که بالاترین پیشنهاد را می داد، از نیام بر می کشیدند.

این واژه، امروزه به نویسندگان، طراحان و سایر کسانی اطلاق می شود که آثارشان را به کسی که بهترین  پیشنهاد را بدهد، می فروشند  اینها ممکن است آماتور یا حرفه ای هایی باشند که بازنشست شده اند، اما کارشان ارزشمند و مقبول است. اما در جاهایی که روزنامه ها خیلی خوش حساب نیستند و آزادنویسی راه آسانی برای گذران زندگی نیست. البته روزنامه نگارِ آزاد نویسی که توانایی ارائه آثارِ قابل قبولی را داشته باشد ممکن است بتواند به صورت قراردادی کار کند و در این صورت، مستمرّیِ  ثابتی خواهد داشت. نویسندة  قراردادی باید مجموعه مطالبی را برای سردبیر تهیه کند. اگر قرار شود که  نویسنده مقاله ای را تهیه کند، سردبیر اخلاقاً موظف است آن را بپذیرد، مگر اینکه واقعاً «به درد نخور» باشد. با این همه، معمولاً سردبیرها مقالات و موضوعات را برای «روزمبادا»  نگه می دارند یا شرایطی را تعیین می کنند که به آنها حق قبول یا ردّ مطالب رسیده را می دهد.

در پایان، می خواهم  نکته ای را به جوانترهایی که می خواهند روزنامه نگار شوند، تذکر دهم. تا وقتی که رویِ خط بیفتید، مدت زمانی طول می کشد. تنها راه ممکن، سختکوشی و تلاش بی امان است و قبل از هر چیز،  باید شایستگی شما به اثبات برسد. اگر در مدرسه انشا یا مقالات خوبی می نویسید، تضمینی نیست که حتما روزنامه نگار خوبی هم بشوید. روزنامه نگاری، با کنارِ هم گذاشتنِ جملات و عباراتِ جذاب خیلی فرق دارد.

 

برگرفته از مقاله «روزنامه نگار کیست؟»، نوشته ام. وی. کاماث، ترجمه قاسم طلوع.           (معارف) 1385


comment نظرات ()