دست نوشته های پدر عمادالدین

من گنگ خواب دیده ام عالم تمام کر -من عاجزم زگفتن خلق از شنیدنش

زندگی، رویا نیست!
نویسنده : عباس فغانی ( معارف ) - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩

زندگی، رویا نیست!

نویسنده: عباس فغانی( معارف)

منبع: روزنامه رسالت- تاریخ نشر شمسی  شنبه ٨۴/١٢/١٣

بسیاری از مردم عقیده دارند که ازدواج بزرگترین و مهمترین مساله زندگی آنها بوده و هست. حالا کمی فکر کنید و به این سوال پاسخ دهید که قبل از ازدواجتان چقدر درباره این مهمترین مساله فکر کرده و چقدر مطالعه کرده بودید.

چقدر راهنمایی خواسته بودید یا اگر در آینده می خواهید ازدواج کنید چه اندازه لزوم به مطالعه و دانش قبل از ازدواج را احساس کرده اید.

 


  


در اغلب خانواده های ایرانی رسم است که به اقتضای وضع مادی خانواده به دخترشان جهیزیه می دهند، از اسباب و وسایل بزرگ گرفته تا ریزترین آنها، چند درصد این خانواده ها به اندازه زمانی که صرف خرید اسباب مادی کرده اند درباره مسایل معنوی زندگی مشترک نیز با دخترانشان صحبت کرده اند یا برای مطالعه کردن درباره این امر مهم راهنمایی شان کرده اند.

پدر و مادرانی که آرزوی دامادی پسرشان را دارند آیا تجربیات موفق زندگی خود را در اختیار او گذاشته اند تا هنگام خواستگاری دختر مورد نظر به جز کار و خانه و ماشین ذهن و قلبی آماده نیز داشته باشد؟

چرا ماهها و سالهای اول زندگی مشترک این قدر پرتنش و بحران زاست و بیشترین طلاقها نیز در همان دو سه سال اول اتفاق می افتد؟ آیا غیر از این است که عروس و داماد جوان تصوری بلورین از خانه عروسکی و دوست داشتنی و زیبای خود دارند که با حضور کوچکترین اختلافی ترک بر می دارد؟

و آن وقت است که زوج ناپخته ما فکر می کنند این چینی شکسته را هیچ بندزنی نمی تواند به هم پیوند بزند و حرفهای کوچکشان بحثهای بزرگ می آفریند و دامنه اختلافات گسترده می شود و آنها که در دوران نامزدی طاقت یک لحظه دوری هم را نداشتند احساس می کنند حتی یک لحظه دیگر نمی توانند همدیگر را تحمل کنند.

دختری که تازه دیپلم گرفته است و از پشت نیمکت مدرسه وارد خانه خودش شده است چقدر از ظرایف همسرداری آگاه است؟ آیا آموزش و پرورش ما زمانی را هم برای آموزش چگونه همسرداری کردن و حفظ پایه های ازدواج و استحکام آن اختصاص داده است؟ البته این طور نیست!  ذهن دختر دیپلمه ما پر است از فرمولهای شیمیایی و فیزیک و حالی از اندوخته ای که روزهای پرتلاطم آغاز زندگی مشترک به او کمکی کند و مرد این خانه نیز دست کمی از او ندارد. او نیز درس خوانده است و کار کرده است و به فکر تهیه اسباب مادی اولیه بوده است. او نیز نمی داند چگونه می شود هر روز زندگی را زیباتر از دیروز آن کرد حتی در دانشگاه ها نیز واحدی در مورد تشکیل خانواده نداریم و درباره حقوق متقابل زن و مرد نیز و خوشبختند دانشجویان جامعه شناسی که لااقل دو واحد درسی جامعه شناسی خانواده دارند و چه خوب بود اگر همین دو واحد برای تمام رشته ها اجباری می شد تا حداقل چند ساعتی را به مقوله مهمترین مساله زندگی خود بپردازند و البته اغلب پدران و مادران به خاطر حجب و حیا و یا صمیمی نبودن با فرزندان خود پرهیز می کنند از این که ساعاتی را به هم صحبتی و آگاهی دادن به دختران و پسران جوان خود اختصاص دهند و راه و رسم زندگی مشترک را به آنها بیاموزند.

احادیث و روایات و کتابهای زیادی هستند که درباره ازدواج و همسرداری گفته و نوشته شده است و جوانان ما لازم است که قبل از تشکیل زندگی به این دانشها دست پیدا کنند و چقدر خوب است که با آنهایی که زندگی موفقی داشته اند هم صحبت شوند و از تجربیات ارزنده آنها استفاده کنند و بدانند زندگی بسیار واقعی تر از آن است که در خیال خود آفریده اند.



comment نظرات ()