دست نوشته های پدر عمادالدین

من گنگ خواب دیده ام عالم تمام کر -من عاجزم زگفتن خلق از شنیدنش

موزه ها؛ فرزندان هنر و تاریخ
نویسنده : عباس فغانی ( معارف ) - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠

موزه ها؛ فرزندان هنر و تاریخ

نویسنده : عباس فغانی (معارف)

منبع :روزنامه رسالت- تاریخ نشر دوشنبه 1390/4/13

تقویم ورق می خورد. روزها می آیند و می روند و برخی که به روزمره گی نمی رسند، تاریخشان در تقویم ثبت می شود و دستاوردهایشان را در مأمنی به نام موزه، زنده می کنند. نقش حیاتی موزه ها در تمامی کشورهای دنیا نقشی بدیع، ماندگار و مروج ناب ترین پدیده های فرهنگی است بی آنکه کسی بتواند انکارش کند. موزه ها از معدود مراکز حفظ یادگاران نسل گذشته و در حقیقت فرزندان هنر و تاریخ هستند و هر یک از اشیا‌یشان در عین بی زبانی به هزار زبان سخن می گویند.


موزه ها کتاب های گشوده و خوانده شده ای هستند که هر فرد بی‌مطالعه ای را بی آنکه اراده کند، سرشار از آگاهی می کنند. مگر نه اینکه ارائه دهنده اسناد معتبر هنر، فرهنگ و تاریخند.موزه، کاشف است. کاشف هنر، تاریخ، قدمت، راست ها ودروغ‌های بشر. حق است که علما، موزه را مقیاس شعور و میزان عقول و درجه افهام، اصناف و آینه ادراک گذشتگان می نامند. زیرا که موزه ها تنها مخزن آثار قدیمی و اشیای نفیس نیستند، موزه ها عاطفه را یادآوری می کنند و اینکه فرجام آینده هر کس به شعور و قلبش باز می گردد. ‏

«ایکوم» شورای جهانی موزه ها، موزه را مؤسسه ای دائمی دانسته که اهداف مادی ندارد و در آن به روی همگان گشوده است و برای خدمت به جامعه و پیشرفت آن فعالیت می کند و هدف آن، گرد آوری و نگهداری، تحقیق، انتقال و نمایش شواهد بر‌جای مانده از انسان و محیط زیست او به منظور بررسی، آموزش و بهره برداری معنوی است.

و در تعریفی دیگر، موزه، بنیادی است که سه وظیفه اصلیجمع‌آوری، نگه داشتن و نمایش اشیا را بر عهده دارد. حال این اشیا ممکن است نمونه هایی از طبیعت و مربوط به زمین شناسی و ستاره شناسی یا زیست شناسی باشد و یا آنکه آفرینش های هنری و علمی انسان را در طول تاریخ به نمایش بگذارد. ‏

نکته قابل تأمل اینجاست که اولین موزه هایی که در دنیا شکل گرفتند، هدف خاصی نداشتند و فقط اماکن و پرستشگاه های مقدسی چون کلیساهای کاتولیک، معابد یونانی و پرستشگاه های بودایی در ژاپن را شامل می شدند، اما در دوره رنسانس که تحول عظیم فرهنگی هنری اروپا از قرن پانزدهم پدید آمد، موزه ها نیز بیشتر مورد توجه قرار گرفتند و ارزش حقیقی خود را باز یافتند. تا آنجا که اوج هنری در موزه داری جهان امروز در موزه «لوور» پاریس دیده می شود. ‏

موزه ملی ایران از سال 1316 کار خود را آغاز کرده است. از تحصیلکردگان کارکشته موزه و موزه داری تا جوانانی که رشته مرتبطی با این مهم نداشته اند، به مدیریت خود دیده است. نمایشگاه های ریز و درشتی را نیز در ساختمان پر ابهت خود برگزار کرده و حتی میزبان منشور کوروش نیز بوده است. اما آیا جز دفعه ای که در انبارش به روی خبرنگاران گشوده شد تا شاهد ماوقع آن مکان باشند، بار دیگری شد که مسئولینش خبر امیدوار کننده ای مبنی بر سامان یافتن اشیای خاک خورده و در حال نابودی آن منتشر کنند؟

آیا صداقت تاریخ ایران و دستاوردهای میراث مادی و فرهنگی کشور، سزاوار کارتن های سست و پلاستیک های مختلف با اتیکت های کاغذی است؟ آیا 74 سال زمان، برای ساخت ساختمانی مجهز و برازنده ای که درخور تاریخ ایران بزرگ با سلسله های پر طمطراقش باشد، کافی نبوده و تنها معیار محک عملکرد مثبت موزه های ما در تعداد برگزاری نمایشگاه های متنوع خلاصه شده است؟

ظریفی می گوید: «شاید زمانی که ساختمان های موزه کشور، خود قابلیت قدمت و موزه شدن به خود بگیرند آن وقت طی عملیات جابه‌جایی ساختمان های غول آسا، با اشیا یشان به مکانی مناسب تبدیل شوند و موزه ای در دل ساختمان جدید دیگری شوند که آن نیز نام موزه را با خود به یدک خواهد کشید!»

 


comment نظرات ()