دست نوشته های پدر عمادالدین

من گنگ خواب دیده ام عالم تمام کر -من عاجزم زگفتن خلق از شنیدنش

«ری» را باید از نو شناخت
نویسنده : عباس فغانی ( معارف ) - ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠

«ری» را باید از نو شناخت

نویسنده :عباس فغانی ( معارف )

منبع : روزنامه رسالت تاریخ نشر شمسی پنج شنبه ٩٠/٣/١٢

«ری» را همه می شناسند. اما نه آن گونه که باید. ‏گفته ها درباره گفتنی های «ری» آن قدر الکن و محدود است که گریزی از اظهار تأسف نیست. ری را از نو باید شناخت. آنچه در خصوص ری از سوی افراد مختلف در جراید و رسانه ها بازتاب داشته، ناشی از عجله در اظهار نظر و کم اطلاعی آنهاست. ‏

ری از ولایات بزرگ ایران زمین و ایران باستان بوده و به لحاظ جغرافیایی از شمال به کوه های البرز، از جنوب به قم، از غرب به ساوه و از شرق به سمنان محدود شده است. به صراحت می توان گفت که ری بزرگ کانون افراد شیعه پس از دوران اسلام بوده و خاستگاه شیخ صدوق و شیخ کلینی، دو دانشمند بزرگ ایرانی است. بیراه نیست بگوییم که ری، سرزمینی با هویت و قابل تکیه است و علی رغم هویت های کاذب برخی شهرستان ها برای سرمایه گذاری، پیشرفت چشمگیر دیرینه ای در این زمینه داشته است.‏

 


جالب اینجاست که وقتی سخن از عظمت و اصالت ری به میان می آید و ساکنان قدیمی آن به داشتن دو نماینده مجلس در عصر مشروطه، داشتن هزاران واحد صنعتی فعال در این خاک که موجب شده به عنوان بزرگ ترین شهرک صنعتی خاورمیانه نامیده شود، جاذبه های متعدد سیاحتی، زیارتی که هر سال بیش از 12 میلیون زائر را به خود می خواند و قابلیت های گردشگری و بسیاری موارد دیگر این دیار افتخار می کنند و دلشان می خواهد آن طور که شایسته است، مسئولین به آن توجه داشته باشند، آن وقت برخی به اشتباه، خواسته بحق اصیلان این دیار را، تجزیه طلبی تلقی می کنند.‏

کمتر کسی می داند که در کتاب های تاریخی از دشت های کشاورزی ری به عنوان دشت های طلایی یاد شده و این شهرستان، زمانی شاخص تعیین کننده قیمت گندم در بازار اقتصاد کشور بوده است. شاید کسی نداند که ری به لحاظ قرار داشتن در مسیر ترانزیت تهران، از تبادل تجاری قابل قبولی برخوردار بوده و هست و حرم مطهر حضرت عبدالعظیم (ع) آن، مرکزی برای نشست های بزرگ تصمیم گیری مقامات کشوری به شمار می آمده است.‏ری، هنوز هم پر هیبت، با هویت و عظیم است. رقابت های سیاسی و اقتصادی، این مهم را به اثبات رسانده است. اما جای افسوس دارد که باید به این حقیقت تلخ اشاره کرد که در 30 سال اخیر که تمام استان ها و شهرستان های متنوع کوچک و بزرگ به لحاظ پژوهشی و آماری مورد مداقه قرار می گیرند، هیچ پژوهش شایسته ای در زمینه های متنوع این دیار پر استعداد صورت نپذیرفته است. این در حالی است که به لحاظ علمی و آموزشی بسیار موجه است و امروزه بیش از120 هزار دانش آموز و محصل در آن مشغول به تحصیل علوم مختلف هستند!

به راستی، آیا اقدامات صورت گرفته در ری، شایسته این پهنه جغرافیایی 7 هزار ساله است که از دوران مشروطه تا پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هزاران شهید و جانباز در دل خود پرورش داده است؟ آیا زمان یادآوری نامدارترین پهلوانان این خطه که ایران را در دنیا سرافراز کرده اند به سر رسیده که دیگر کسی امروز با شنیدن نام ری، تجسم استقامت، قهرمانی و پهلوانی را در ذهن خود از یاد می برد؟

روزگاری ری بود و نام پرآوازه اش. ری بود و اصالت و ری نشینی اش!‏ یکی از باستان شناسان زبده ضمن اظهار تأسف از برخی سهل انگاری های صورت گرفته در خصوص اهمیت شایسته به ری، می گفت: محال است در ری، به عمق 2 متر در زمین بکاوی و چیزی ارزشمند از دل خاکش بیرون نیاوری.

ری در تاریخی عظیم و در پشت غباری از ناآشنایی مردمان از یادها جا مانده است که امروز در کمال مظلومیت، در هجوم 350 میلیون متر مکعب فاضلاب خام و پسابهای تهران، نفسش به شماره افتاده و دشت های طلایی اش نیز آلوده شده است.‏ آیا تخریب تاریخ و اصالت ری، چیزی جز بلاتکلیفی در مدیریت و استقلال ری می تواند باشد؟ آیا پاره پاره شدن نامی تاریخی و تقسیم اراضی آن به منظور رسیدگی بیشتر به آنها، دردی از کم توجهی ها درمان می کند؟

وقتی اسلامشهر و رباط کریم را از نقشه ری شقه کردند و با عنوان اینکه تسهیلاتی خاص برای پیشرفت آنها ایجاد خواهد شد،  از تاریخ ری بریدنشان، ری را مثله کردند. حالا کمتر اصیلی به خاطر علاقه به تاریخ ری، حاضر به ادامه سکونت در آنجاست. ‏شاید باور نداشته باشید اما مدتی هر چند کوتاه که در ری بمانید، خاکش دامنگیرتان می شود. بعضی از خرده فرهنگ های به جا مانده در این وادی آن قدر اصیل و قابل توجه هستند که تحقیقی چند صد صفحه ای را برمی تابند.
ری نشین که شوی، سطور این نوشته را با عمق جانت درک می کنی. آن وقت، فرو می ریزی از برخی بی توجهی ها به ری و ری نشینان.‏در گفتگویی مفصل، مقامی در یکی از خبرگزاری های معتبر کشور، تأکید کرده بود: «کارشناسان در مباحث مدیریتی به این نتیجه رسیده اند که مجموعه ها هرچه کوچکتر باشد، بهتر اداره می شود.» اما در عصر ارتباطات و اطلاعات، آیا جمله مذکور، دلیل متقنی برای تفکیک بخش های مختلف ری محسوب می شود؟ آیا نمی توان با تعریف جاذبه های ری، گردشگری های تاریخی آن را دوباره زنده کرد؟ از مادر و پدرت یا از مادر بزرگ و پدربزرگت که بپرسی، ماشین دودی های ری را خوب به خاطر دارند. از آبنبات قیچی و پرچمی اش که بگذری، عظمتی پر شکوه در خاک ری خوابیده است.‏
می گویند، ری امروز یک میلیون نفر جمعیت دارد. پس از بررسی صحت آمار باید دید آیا ظرفیت های لازم برای ساکنان این خطه و تسهیلاتی که شایسته است، در اختیارشان قرار گرفته است؟ وقتی نام ری در مصوبات دولت، تعریفی مستقل دارد، چگونه است که برنامه های آن، این قدر وابسته و دستوری پیش می رود؟‏

مصائب ری را تنها یک ری نشین می داند و بس. مشکلات ری را کسانی می دانند که علی رغم تمامی بی مهری ها، فقط به خاطر حفظ پیشینه شان، حاضر به ترک آن نیستند و حتی برخی از آنان اجازه نمی دهند خانه قدیمی آبا و اجدادشان، طعمه برج های بد قواره ای شوند که تنها ظاهری فریبنده دارند.‏ شاید بهتر بود، ری دست نخورده می ماند و چون برخی شهرستان ها که قدمت آن را ندارند، داعیه رسم و خطی خاص داشت. کاش مردمان ری لهجه ای چون برخی شهرستان ها و استان ها داشتند تا آسانتر حرفشان را بر زبان می آوردند، تا بحث توجه ویژه به آن پیش می آمد، مسئولینش با این جمله روبه‌رو نمی شدند که اظهاراتشان، ابهامات سیاسی ایجاد خواهد کرد.‏ کاش مسائل ریز و درشت ری چون چشمه علی زلال بود و هیچ شبهه ای برای تاریخ و اصالت مردمانش به جای نمی گذاشت. شاید بهتر این است که ری را از نو شناخت. شاید ناگفته های ری روزگاری به نفعش شود و دیگران از تاریخ آن چیزی عایدشان شود.‏

 


comment نظرات ()