دست نوشته های پدر عمادالدین

من گنگ خواب دیده ام عالم تمام کر -من عاجزم زگفتن خلق از شنیدنش

نسل آینده نیازمند تربیت و آگاهی است
نویسنده : عباس فغانی ( معارف ) - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ فروردین ۱۳٩٠

نسل آینده نیازمند تربیت و آگاهی است

نویسنده: عباس فغانی( معارف)

منبع: روزنامه رسالت- تاریخ نشر شمسی  یکشنبه  ٩/٧/١٣٨۵

در طول سالهای گذشته برخی امور برای تولید فکر و ایده زمان کمتری اختصاص داده شده است.

یکی از همین مسائل، تربیت و آموزش نسل جوان به خصوص فرزندانمان است. باید برای خانواده ها راهکار ارائه دهیم. از بزرگترها یا بهتر بگویم بیشتر پدرها شنیده ام که می گویند اگر فرزند ما به خلاف کشیده شود و یا.... گوشش را گرفته و از خانه بیرونش می کنیم. پس استراتژی گوش گیری و اخراج است، خیلی حرف خوبی نیست.

راستش مقدمه این بحث از آن شبی شروع می شود که یکی از کانالهای تلویزیون در حال پخش برنامه ای زیبا از یک گروه سیرک بود.


در این برنامه از حیوانات گوناگون برای سرگرمی تماشاچیان استفاده شده بود، بعد از چند دقیقه ای تماشا به این فکر فرو رفتم که براستی اینکه می گویند شعور انسان از حیوانات بی شعور را تربیت کرده و اینگونه حرف گوش کن نماید و شیر و ببر درنده، قبل عظیم الجثه، اسب و... با یک اشاره کوچک وادار به انجام حرکات نمایشی می شوند.

به راستی آیا تا به حال کمی به اطراف خود نگاه کرده اید؟ و در مورد اوضاع و احوال پیرامون خود اندیشیده اید؟ آیا می شود زندگی را باری به هرجهت و بدون برنامه سپری کنیم؟

این طور نمی شود، باید حرکتی کرد- جوشید و همه تقصیرها را بر دوش این زمانه بی گناه نگذاشت، البته ناگفته نماند که نخبگان جامعه و دولتمردان هم در ایجاد این چرخه تکراری بی تقصیر نیستند، چون شما در وهله اول به عنوان یک مدیر یا مسول و... وظیفه دارید که نسبت به فرجام کشور و حداقل خانواده خود به ویژه فرزندانتان احساس نسبت به فرجام کشور و حداقل خانواده خود به ویژه فرزندانتان احساس مسئولیت کرده و خود را در مقابل آنچه آنها انجام می دهند، پاسخگو بدانید. از سوی دیگر همان طور که در شرع مقدس آمده توجه به ارتزاق حلال اثرات مستقیمی در خوشبختی و سعادتمندی خانواده ها دارد و موجب می گردد بسیاری از تخلفات در جامعه کاهش یابد. ای 1پدر، مادر و ای بزرگترها در مورد تربیت صحیح فرزندانمان و نسل جوان چه کرده ایم؟ آیا در مقابل فراگیری اخلاق دینی آنها مسئول نیستیم؟!

فقط زندگی رادر کار، کار و کار دیده ایم و فکر می کنیم با تأمین احتیاجات مادی فرزندانمان همه چیز تماس است؟

به راستی فکر نمی کنیم ما در مقابل سعادتمندی آینده فرزندان، که آینده سازان این مرز و بوم هستند و یا حداقل پدران و مادران آینده، به عنوان بزرگترهای آنها مسئول هستیم؟ پس بیاییم با سرلوحه قرار دادن کارهای خوب و سیره ائمه اطهار، درستی و پاک اندیشی را به فرزندان خود هدیه دهیم و راه درست زیستی را به آنها بیاموزیم تا از زشتیها و جنایتها بکاهیم. حوادث و رفتارهای ضد اجتماعی که جامعه را تحت تأثیر خود قرار داده است. مثال خفاش شب، حادثه پاکدشت، جنگل لویزان، باند کرکسها و.... همه و همه یک لایه زشتی در خود دارند. مثل تجاوز به عنف که در طی سالهای اخیر بسیار افزایش یافته است، چرا؟ چرا سرقت، قتل، زورگیری و بسیاری از رفتارهای نابهنجار دیگر با تجاوز به عنف عجین شده است؟ آیا این موضوع آنقدر مهم نیست که درباره آن فکر کنیم و کمی به اطرافمان نگاه کنیم؟ شاید همه در طول روز بارها و بارها در خصوص ماهواره مطالبی را می شنویم، اکنون بر پشت بام برخی از خانه ها، بشقابهای ماهواره بدجوری جا خوش کرده اند.

آنها میهمانهای ناخوانده خانواده شرقی هستند که سوغات بدشگونی را به ارمغان می آورند. نیمه های شب نور آبی رنگی که روی پنجره اتاق خواب آپارتمانها نقش می بندد. یعنی آنکه تصاویر سوغات غرب در مقابل دیدگاه شرقیهای شب بیدار، رژه می روند و اینها دکترین جنسی و استراتژی بدآموزی مغرب زمین است که در ذهن مخاطب و جوان ایرانی می نشیند! بی هویتی، بی قیدی و بند، بی ثباتی، خانواده و زیر پا گذاشتن اخلاقیات و کرامت انسانی در رفتارهای جنسی.

البته داستان به این زشتی که می نویسیم نیست، همه چیز با ظاهر زیبا، جذاب و دیجیتالی عرضه می شود و برای جذب چشمهای بیننده و تغییر باور جنسی اخلاقیات مردمان مشرق زمین نهایت تلاش صورت  می گیرد و تهیه کنندگان این برنامه ها فراسوی رنگ و لعاب، هدفهای شوم و پلیده ای را دنبال می کنند که ارمغان آن بی بند و باری و ابتلا به امراض مختلف روحی و جسمی است.

 چرا اخلاق را زیر پا می گذارید و زشتیها را اشاعه می دهید، بالاخره اگر قرار باشد نوجوانان و جوانان ما بدانند اخلاق و رفتارشان چگونه باید باشد این مسائل را می بایست بدانند و یاد بگیرند که اگر این یادگیری هدایت شده و صریح نباشد آنها این مطالب را از خانم همسایه طبقه بالا و یا از تصاویر ماهواره ای و CD های ضبط شده فرا خواهند گرفت.

راست یا دروغش را نمی دانم، یازده هزار بیمار آلوده به HIV در کشور داریم که البته عده ای می گویند تعدادشان بسیار زیادتر از این حرفهاست. معاون سابق وزارت بهداشت هم گفته بود که راه ابتلا به ایدز در ایرانیها از سرنگهای آلوده به ارتباط جنسی بدون پوشش تغییر کرده است. آیا باز هم باید به خاطر ترس از حیا و شرم سرمان را مثل کبک به زیر برف ببریم و چشمانمان را بر روی واقعیتها ببندیم؟ نباید فراموش کرد که ناگهان زود، دیر می شود!

برخی از پدر و مادرها در همان 50 سال قبل مانده اند، اما بچه هایشان کاملا با تکنولوژی حرکت می کنند. در گذشته همه سعی والدین این بود که بچه ها تا دیروقت بیرون از منزل نمانند، با دوستان ناباب رفت و آمد نداشته باشند تا از آنها تاثیر پذیری منفی نگیرند. حال چنین پدر و مادرهایی از اینکه بچه هایشان ساعتها پای اینترنت و کامپیوتر شخصی در اتاق خودشان حضور دارند و اینکه تنها گذاشتن آنها به بهانه اینکه می خواهند درس بخوانند و می گویند شما به مهمانی یا مسافرت بروید از بابت ما خیالتان راحت باشد، هرگز نگران نمی شوند!! شاید خیلی خوشحال هم بشوند. آخر هرچه باشد فرزندان در خانه هستند، اما شاید بد نباشد که کامپیوتر را خودمان هم یاد بگریم، چت کردن را بیاموزیم و بدانیم که فرزندانمان از چه فیلتر شکن هایی استفاده می کنند. جدای از جستجوهای کنجکاوانه و میل به کسب تجربه های جوانانه، اعتیاد به حضور در برخی سایتهای خاص پیامدهای منفی را در پی دارد که از ارتباط با دوستان نادان و ناباب هم بدتر و مخرب تر خواهد بود. ریشه همه آنها در بی اطلاعی ما از تکنولوژی و تاثیر وسایل ارتباط جمعی جدید بر ارتباطات اجتماعی فرزندان و جوانان ما می باشد، به قول افلاطون ریشه همه زشتیهای جهان در جهالت است.

از سوی دیگر باید به سایر عوامل حاشیه ای که زمینه ساز بحرانهای اجتماعی است توجه نمود. به گفته یک مقام مسئول انتظامی هم اکنون 80 درصد از خود فروشیها در ایران به جهت فقر مالی انجام می شود. حال نباید برای این موضوع نگران بود وقتی کشوری با این همه ثروت خدادادی و استعداد می تواند با یک برنامه ریزی منسجم و اصولی ریشه فقر را بخشکانند چرا بعد از سه دهه گرفتار این پدیده شوم هستیم. امید است دولت نهم که یکی از شعارهای اساسی آن عدالت محوری و فقر زدایی است بتواند در تحقق این مهم موفق باشد. به هرحال داشتن جامعه جوان یک فرصت است، اما اگر برای استفاده از آن برنامه ریزی نشود، بپذیرید که همین فرصت تبدیل به یک تهدید خواهد شد.


comment نظرات ()